حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2550

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

پاكر « 1 » نويسندگان غربى است ، كه پسر ارد اوّل بود و بيت المقدس را گرفته پادشاه آن را تغيير داد . عجالة به همين چند كلمه اكتفاء كرده ميگذريم ، زيرا پائينتر در باب اطّلاعاتى ، كه مورّخين و نويسندگان قرون اوّليه اسلامى داده‌اند ، عقيده خود را خواهيم نگاشت . 3 - ابو الحسن على بن الحسين المسعودى مورّخ مذكور گويد ( مروج الذّهب ، جلد 2 ، صفحه 100 ) « 2 » اختلاف كرده‌اند ، كه آيا ملوك الطّوائف پارسى بوده اند ، يا نبطى و يا عرب . جمعى از اخباريّون ، كه باخبار گذشته توجّه دارند ، حكايت كرده‌اند ، كه چون اسكندر بن فيليپ‌پس دارا پسر دارا را كشت ، بر هر ناحيه‌اى رئيسى گماشت و مقصود اسكندر اين بود ، كه تشتّت كلمه بين آنها پديد آيد و خراب شوند ، بنابراين هر رئيس بر ناحيه‌اى ، كه در آن بود ، غلبه كرد و نظام مملكت و اطاعت از ميان رفت ، بعد اكثر آنها مطيع اشغانيّون گرديدند . اينها پادشاهان جبال از بلاد دينور و نهاوند و همدان و ماسندان ( مصحّف ماسپذان ) « 3 » و آذربايجان بودند و هركدام از پادشاهان آنها به اين اسم عمومى ، كه اشغان است ، ناميده شده‌اند . ساير ملوك الطّوائف را ( اشغانيّون ) نامند ، زيرا اينها تابع پادشاه اشكانىاند . محمّد بن هشّام الكلبى از پدرش و غير او از علماء عرب حكايت كرده ، كه نخستين پادشاهان دنيا كينانند « 4 » و آنها از پادشاهان سلف پارس اوّل تا دارا بن دارا بودند ( پارس اوّل دورهء هخامنشى است ، كه در داستانهاى ما دورهء كيانى گفته‌اند و پارس دوّم دورهء ساسانى م . ) . بعد ( اردوان ) ميآيند و آنها پادشاهان نبط « 5 » اند و در زمين عراق بودند . اسكندر باشارهء معلّمش ارسطاطاليس هر ناحيه‌اى را بپادشاهى سپرد ، تا باهم اتّحاد نكنند و بعد از او هريك از آنها بر ناحيه‌اى استيلا يافت ، براى توسعه ناحيه‌شان باهم درافتادند

--> ( 1 ) - Pacore ( Pacorus . ) ( 2 ) - چاپ قاهره . ( 3 ) - ماه سپذان و مقصود از ماه ماد است . ( 4 ) - مقصود كيانيان بوده . ( 5 ) - انباط قومى از اعراب بودند .