حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2543

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

من در فارس و كرمان با علماى مجوس ملاقاتى كرده مطلبى در ضمن صحبت كشف كردم ، كه در هيچيك از كتب تواريخ فرس و ديگران ضبط نشده است و آن اين است ، كه زرتشت بورشسب بن اسبيمان در آوستا ذكر كرده ، كه سيصد سال ديگر اضطرابى بزرگ روى دهد ، ولى بدين من خللى وارد نيايد ، ولى وقتى كه هزار سال بگذرد ، دين و ممالك هردو زوال يابند . بين زرتشت و اسكندر تقريبا سيصد سال است ، زيرا زرتشت در سلطنت گشتاسب پسر لهراسب ظهور كرد و اردشير پسر بابك ممالك را پانصد و اندى سال پس از اسكندر جمع كرد . بنابراين در زمان اردشير بابكان از هزار سال ، دويست سال باقى بود و چون اردشير ديد ، كه پيشگوئى زرتشت مردم را مأيوس ساخته باعث سستى دولت خواهد شد ، زيرا مردم حاضر نخواهند گرديد ، جدّا دولت را همراهى كنند ، قرار داد ، كه از زمان بعد از اسكندر تا اردشير بكاهند و انتشار دهند ، كه اين زمان دويست و شصت سال است . اين اقدام باعث اختلال تاريخ گرديد و كتابها را هم موافق آن نوشتند » . اين است آنچه كه مسعودى گويد و نميتوان در باب صحّت يا سقم اين روايت چيزى گفت بخصوص ، كه در آوستا چنين خبرى ذكر نشده است ، ولى وقتى كه در تاريخ سلطنت كيانيان دقيق ميشويم ، مىبينيم ، كه مدّت سلطنت كيانيان را از كيقباد تا دارا معاصر اسكندر هفتصد و هيجده سال دانسته‌اند و حال آنكه سلسله هخامنشى از چش‌پش اوّل ، تا داريوش سوّم موافق تاريخ چهارصد سال سلطنت كرده . در اين‌جا سيصد و هيجده سال روى سلطنت هخامنشىها ( كيانيان داستانها ) انداخته‌اند ، تا تقريبا آنچه ، كه از دورهء بعد از اسكندر تا اردشير بابكان كاسته‌اند ، جبران شود . ديگر ميبينيم ، كه در تقسيم عدد سيصد و هيجده بين دو زمان ، يعنى زمانى ، كه از كيقباد تا گشتاسپ گذشته و از گشتاسپ تا دارا ، تبعيض شده زمان بعد از گشتاسپ تا دارا يكصد و شصت و هشت سال است و از كيقباد تا گشتاسپ پانصد و پنجاه سال ، يعنى تقريبا تمامى سيصد و هيجده سال زيادى را بزمانى ، كه از كيقباد تا گشتاسپ گذشته است ، اختصاص داده ، يا روى آن زمان انداخته‌اند ،