حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2542

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

چه كوتاه شد شاخ و هم بيخشان * نگويد جهان ديده تاريخ شان از ايشان بجز نام نشنيده‌ام * نه در نامهء خسروان ديده‌ام چنين است اسامى شاهان اشكانى موافق مداركى ، كه فردوسى در دست داشته . چون فردوسى از كتابى موسوم به خداينامه ، كه در زمان يزدگرد سوّم راجع بتاريخ ايران تأليف شده بود ، مستقيما يا بطور غيرمستقيم استفاده كرده ، بايد گفت ، كه در كتاب مزبور هم راجع باشكانيان چيزى بيش از اين گفته نشده بوده ، بعضى تصوّر كرده‌اند ، كه فردوسى اسامى شاهان اشكانى را بيش از اين ميدانسته ، ولى ، چون ذكر تمامى اسامى باعث اشكال و سستى شعر ميشده ، از قسمتى صرفنظر كرده . بهرحال از 9 نفرى ، كه فردوسى ذكر كرده ، فقط پنج نفرشان با تاريخ واقعى اشكانيان مطابقت دارند : اشك - گودرز - آرش ( كه ارشك است ) - اردوان و اردوان بزرگ . باقى يا پادشاه نبوده‌اند ( بيژن ) و يا از دورهء ساسانى به اين دوره انتقال يافته‌اند ( شاپور - هرمز - نرسى ) . مدّت اوضاع ملوك الطّوايف را ، فردوسى دويست سال گفته و پائينتر بيايد ، كه اين مدّت را بعض مورّخين و نويسندگان قرون اسلامى موافق يكى دو روايت ايرانى ، دويست و شصت يا دويست و شصت و شش سال معيّن كرده‌اند ، ولى بر طبق روايات غير ايرانى سيصد و چهل يا پانصد و بيست و سه سال است . از تاريخ معلوم است ، كه طول اين مدّت ، يعنى از فوت اسكندر تا پديد آمدن اردشير پاپكان پانصد و چهل و هشت سال است و كوتاه كردن مدّت مزبوره تا دويست سال يا قدرى بيشتر ، ميبايست جهتى داشته باشد . جهت را مسعودى چنين ذكر كرده ( التّنبيه و الاشراف ، طبع ليدن در 1893 م . صفحه 97 - 99 ) : « ميان مورّخين عجم و ساير ملل در تاريخ اسكندر تفاوتى است بزرگ و بسيارى از مردم از اين نكته غافل‌اند . اين نكته سرّى است دينى و دولتى ، كه احدى جز مؤبذان « 1 » و هيربذان « 2 » و نيز اشخاصى ، كه تحصيل كرده و اهل درايت‌اند ، از آن آگاه نيستند .

--> ( 1 و 2 ) - روحانيّون مذهب زرتشت ، چنان كه پائين‌تر بيايد .