حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2531
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ميناميدند ( اكنون بايد آذربان گوئيم ) . اين پادشاهان روحانى در آتشكده پارس خدمت ميكردند و سنن مذهبى را محفوظ ميداشتند . آذربانان عدّهشان زياد است و از مسكوكات آنها ، كه بدست آمده ، عدّه آنها بيش از سى نفر است . پاپك معاصر اردوان يكى از آنها بود و اردشير پسر او . بنابراين اردشير پاپكان از اين سلسله پادشاهان روحانى پارس بود ، نه از دودمان اردشير درازدست هخامنشى . اما اينكه چرا ساسانيان خواستهاند نسبشان را به هخامنشيها ، يا چنان كه در داستانهاى ما گفتهاند ، به كيانيان برسانند ، مقصود روشن است : سلسله هخامنشى از حيث ابهّت برتر از تمام شاهان ايران قديم بودند و چنان كه اشكانيان نسب خودشان را به اردشير دوّم با حافظه ميرسانيدند ( فرىياپت پسر اردشير دوّم ) ساسانيان نيز خواستهاند از آنها عقب نمانند . در ايران اسلامى نيز خواهيم ديد ، كه نسب بعض سلسلهها را بشاهان ساسانى مانند بهرام گور و غيره ميرسانيدند . در تمامى اين موارد مقصود يكى است و در جاى خود اين جهات ذكر خواهد شد . خروج اردشير بر اردوان بر اثر اوضاعى ، كه بالاتر ذكر شد ، اردشير پاپكان ساسانى تقريبا در 220 م . يا قدرى پس از آن بر اردوان خروج كرد . او در اينوقت پادشاه دستنشانده پارس بود و اگرچه بعض نويسندگان عهد قديم ، مانند ديوكاسّيوس ، او را بطور ساده يكنفر پارسى گفته و برخى او را از خانوادهاى متوسّط دانستهاند ( آگاثياس ، كتاب 2 ، بند 27 ) باوجود اين شكّى نيست ، كه اين نوع نويسندگان در اشتباه افتادهاند و عقيدهاى ، كه هروديان در بند 6 كتاب ششمش ذكر كرده ، صحيحتر است ، يعنى اردشير پادشاه دستنشانده پارس بوده . تاريخ اين قيام درست روشن نيست ، زيرا نويسندگان رومى در اين باب ساكتاند و فقط در سنهء 226 م . از تهديدى ، كه اردشير بروميها كرده ، سخن ميرانند ، ولى ظنّ قوى اين است ، كه جنگ اردشير با اردوان و غلبه او قبل از اين سنه رويداده ، زيرا با گرفتاريهاى داخلى معقول نبود ، كه