حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2529
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مقدّر نبود ، كه دولت اشكانى دوام يافته آن را پس بگيرد ، ولى بدست دولت ساسانى نصيبين و بعض قسمتهاى ديگر بايران برگشت ، چنان كه در جاى خود بيايد . اما اينكه شاهى مانند اردوان پنجم چرا اين قسمت بين النّهرين را پس نگرفت ، جواب معلوم است . دولت پارت در شرف انقراض بود و اختلال اين دولت از زمانهاى شاهان قبل ، بعد از بلاش اوّل ، بحدّى رسيده بود ، كه فتح پارتيها نسبت بروميها نتوانست اين دولت را قوى و اركان آن را محكم گرداند . در اينحال طبيعى است ، كه اردوان نميتوانست از امور داخلى صرفنظر كرده تمامى حواس خود را بامور خارجى مصروف دارد . حق هم با او بود . در اينموارد نميتوان انتظارى ديگر داشت : مملكتى ، كه در داخلهاش نفاق است ، در مقابل خارجه سست است و دولت اشكانى هم از اينقاعده مستثنى نبود . قيام اردشير پاپكان ساسانى بر اردوان اردشير پاپكان ساسانى بدوا بايد بدانيم ، كه اردشير پاپكان كى و از چه قومى بود . اين مطلب در جاى خود ، يعنى جائى ، كه از سلسله ساسانى صحبت خواهد بود ، مشروحا گفته خواهد شد . باوجود اين ، ولو باختصار هم كه باشد ، بايد در اينجا نيز او را شناساند : چنان كه طبرى گويد ( تاريخ الامم و الملوك ، جزء ثانى ، صفحهء 56 ) : ساسان مؤبد معبدى بود ، كه در استخر براى ناهيد ( يكى از يزتها يا ايزدان مذهب زرتشت ) ساخته بودند و زن او رامبهشت را دختر يكى از پادشاهان بازرنگى ميدانستند . اين سلسله پادشاهان در استخر سلطنت داشت . پاپك پسر ساسان در شهر خير در كنار درياچه پختگان يا بختگان حكومت ميكرد . او براى پسرش اردشير منصب دژبانى ( قلعهبيگى ) قلعهء داراب گرد را گرفت و پادشاهى ، كه اين منصب به او داد گوزهر بازرنگى بود ( دژبان را در اين زمان ارگبذ ميگفتند ) « 1 » .
--> ( 1 ) - طبرى ارجبذ نوشته ، كه معرّب ارگبذ است .