حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2527
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
احوال چاره را در اين ديدند ، كه خطّ جنگ را بكشانند ، تا پارتيها نتوانند از جناحين گذشته پشت روميها را بگيرند . بر اثر اين كار صفوف رومى ضعيف گرديد و پارتيها از اين وضع استفاده كرده با حملات سخت سپاه دشمن را درهم شكستند ( هروديان ، كتاب 4 ، بند 30 ) . در اينجا بين هروديان و ديوكاسّيوس اختلافى است . اوّلى گويد : روز سوّم مانند روز اوّل و دوّم جنگ خاتمه يافت و هيچكدام از طرفين بنتيجه قطعى نرسيد ، ولى دوّمى عقيده دارد ، كه همان روز سوّم پارتيها روميها را درهم شكستند . بارى ماكرىنوس امپراطور روم يكى از اشخاصى بود ، كه در ابتداء فرار كرد ، عقبنشينى او با شتاب ، روميها را مأيوس ساخت و تمامى آنها به زودى آگاه شدند ، كه شكست خوردهاند . پس از آن روميها باردوگاه خود پناه بردند ( ديوكاسّيوس ) و تلفات هردو طرف زياد بود . هروديان گويد پشتههائى ، كه از كشتگان ساخته شده بود ، بقدرى بلند بود ، كه طرفين يكديگر را نميديدند و حركت سواران همواره دشوار ميگشت . بنابراين هر دو طرف براى صلح آماده گشتند : سپاهيان ماكرىنوس ، كه هيچگاه اميدوارى زياد بشجاعت او نداشتند ، در اين موقع ، كه يأس او را مشاهده كردند ، ميخواستند نظم و ترتيب را بهم زده بروند . سوارهنظام اردوان ، كه از سپاهيان چريك تركيب يافته بود ، نه از افراد قشون دائمى ، از بودن در دشت و زير اسلحه در مدّت چند ماه خسته شده بود و سواران ميخواستند بخانههايشان برگردند . بنابراين ماكرىنوس مذاكرات صلح را باز شروع كرد . او حاضر شد ايندفعه چيزى بيشتر بپارتيها بدهد و عقيده داشت ، كه چون پارتىها مقاومت روميها را در جنگ ديدهاند ، اين دفعه حاضر خواهند شد ، به كمتر از آنچه تقاضا كردند ، راضى شوند . او درست فهميده بود ، زيرا ايندفعه اردوان بين النّهرين عليا را استرداد نكرد و راضى شد باينكه روميها غرامات خساراتى را ، كه وارد كردهاند بپردازند . بر اثر مذاكرات ماكرىنوس پذيرفت ، كه اسراى پارتيها را پس بدهد ، غنائمى را ، كه كاراكالّا از غارت محلهاى پارتى برگرفته بود ، ردّ كند و پنجاه ميليون