حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2523

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

فرمان داد ، بپارتيها حمله كنند و آنها را از دم شمشير بگذرانند . روميها حمله كردند و پارتيها غرق حيرت شدند و بالاخره ، چون ديدند ضربتها است ، كه بر آنها وارد ميآيد ، پراكنده پا بفرار گذاشتند . اردوان را قراولان او از معركه بدر برده بر اسب نشاندند و او با كمى از ملتزمين خود گريخت . باقى پارتيها را روميها ريزريز كردند ، زيرا آنها نه ميتوانستند خودشانرا باسب‌هايشان رسانيده از جلگه خارج شوند و نه مقدورشان بود بدوند ، چه لباسهاى آنها بلند بود و مناسبت با اين وضع آنها نداشت و ديگر بايد در نظر داشت ، كه بيشتر آنها بىكمان و تركش بدينجا آمده بودند ، زيرا بعروسى دعوت شده بودند نه بجنگى . كاراكالّا ، پس از اينكه كشتارى زياد كرد ، و اسراى بسيار با غنائم برگرفت ، عقب نشست و بسربازان خود اجازه داد شهرها و دهات را بسوزانند و هرجا را ، كه بخواهند غارت كنند » . چنين است نوشته‌هاى هروديان و اگرچه بعض نويسندگان نوشته‌هاى او را مانند نوشته‌هاى ديوكاسّيوس معتبر نميدانند ، ولى از آنجا ، كه خودش رومى بوده و با اين شرح و بسط رفتار خائنانه كاراكالّا را بيان كرده ، نميتوان گفت ، كه اين اخبار را جعل كرده . به عكس سكوت ديوكاسّيوس در اين مورد باعث حيرت است ، اوّلا او گويد ، كه واقعه‌اى در اين جنگ روى نداد ، جز اينكه دو نفر سرباز رومى در سر خيك شرابى منازعه داشتند و كاراكالّا امر كرد خيك را به دو نيم كنند و ديگر اين اظهار او ، كه واقعه‌اى روى نداد ، با بند 27 همان كتاب او ، كه ميگويد روميها غرامتى سنگين به پارتيها پرداختند ، موافقت نميكند . اگر توهينى بزرگ وارد نكرده بودند ، چرا غرامت دادند ؟ سوّم ، چنان كه راولين‌سن گويد ، او از مستخدمين دولت روم بوده و خواسته اين جنگ روميها را با پارتيها باختصار برگذار كند ( ششمين دولت مشرق ، صفحه 355 ) . بالاخره روايت ديوكاسّيوس نه فقط با خبرى ، كه هروديان ذكر كرده ، موافقت ندارد ، بل با نوشته‌هاى سپارتيانوس هم موافق نيست ، زيرا ديوكاسّيوس گويد ، كه اصلا جنگى بين پارتيها واقع نشد