حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2517

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

مبحث ششم . اشك بيست و هشتم - بلاش پنجم و اشك بيست و نهم - اردوان پنجم پس از اينكه بلاش چهارم درگذشت دو پسر او ، بلاش و اردوان ، مدّعى سلطنت شدند . از نوشته‌هاى نويسندگان رومى چنين به نظر ميآيد ، كه تاج‌وتخت لااقل از 216 م . نصيب اردوان گرديده ، زيرا مذاكرات كاراكالّا امپراطور روم ، چنان كه ذكرش پائين‌تر بيايد ، موافق نوشته‌هاى هروديان ( كتاب 4 ، بند 18 - 20 ) با اردوان به عمل آمده ، ولى از مسكوكات اشكانى چنين برميآيد ، كه در مدّت 18 سال ، كه از مرگ بلاش چهارم تا قيام پارسيها بر پارتيها گذشته ، هر دو برادر سلطنت داشته‌اند ( ليندزى ، مسكوكات پارتى ، صفحه 113 و 114 ) . چون نام بلاش و اردوان مشابهتى با يكديگر ندارند ، نميتوان گفت ، كه ذكر اسم اردوان بجاى بلاش از راه التباس و اشتباه بوده ، بخصوص ، كه واقعه زدوخوردهاى روميها با پارتيها در اين زمان واقعه مهمّى بود و از طرف ديگر نميتوان صحّت مسكوكات را هم ترديد كرد . بنابراين يگانه حدسى ، كه بايد صائب باشد اين است : از دو برادر مزبور اردوان در مغرب ايران سلطنت داشته ، روميها با او سروكار داشته‌اند و ديگرى ، يعنى بلاش در مشرق ايران . اين است ، كه سكّه‌هاى او هم بدست آمده . اين حدس موافق اوضاع و احوال پارت است ، زيرا از مدّتها قبل از اين زمان ميبينيم ، كه مدّعيان سلطنت پس از مرگ تقريبا هر شاهى وجود دارند و منازعات داخلى اركان اين دولت را سست كرده آن را رو بانحطاط ميبرد . بنابراين در اينوقت هم همين منازعه و مجادله پيش‌آمده و دولت پارت را بيش‌ازپيش ضعيف ساخته . نتيجه اين جنگهاى داخلى دو واقعه مهمّ است ، كه در زمان آخرين شاه اشكانى روى ميدهد : 1 - حيله و تزوير كاراكالّا نسبت به اردوان پنجم و جنگ پارت و روم . 2 - انقراض سلسلهء اشكانى بدست