حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2508

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

معنى برميآيد ، زيرا بر سكّه‌ها لفظ « كلنيا « 1 » » يا « متروپوليس « 2 » » به خوبى خوانده مىشود . بعد سوروس از دجله گذشته به آديابن حمله كرد و اگرچه مقاومتى شديد ديد ، باوجود اين بهره‌مند شد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 75 ، بند 3 ) و پس از تسخير آن لقب آرابيكوس « 3 » و آديابنىكوس « 4 » يعنى لقب فاتح عرب و آديابن اختيار كرد . در اينموقع پارتيها حركتى براى دفاع اين ولايت نكردند ، زيرا بلاش تصوّر ميكرد ، كه روميها به تيسفون حمله خواهند كرد و در نزديكى آن اقامت گزيده بود ، ولى سوروس ، چون ميديد ، كه مدّعى ديگر امپراطورى ، يعنى كلوديوس آلبىنوس « 5 » در مغرب مهيّاى جنگ است و ممكن است با سپاهش بايطاليا درآيد ، صلاح خود را در اين ميدانست ، كه در مملكت اجنبى خيلى پيش نرود . پس از آن ، او موافق اين نظر مشرق را ترك كرده بروم برگشت ، و حال آنكه هنوز موقع خود را در بين النهرين و در اين طرف دجله محكم نكرده بود . بعد ، همين كه خبر رفتن سوروس از مشرق انتشار يافت ، جنگ با شدّتى هرچه تمامتر درگرفت . توضيح آنكه بلاش بروميها حمله كرده آديابن را تسخير كرد و پس از آن از دجله گذشته داخل بين النهرين شد و روميها را از جلگه‌ها براند ، ولى نصيبين مقاومت كرد و پارتيها نتوانستند آن را بگيرند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 75 ، بند 9 ) . سپارتيانوس گويد ( شرح زندگانى سوروس ، بند 15 ) ، كه پارتيها پس از اين بهره‌مندى از فرات گذشته در جاهاى حاصلخيز سوريّه بپراكندند و چون اين خبر به سوروس رسيد ، او در 197 م . مجبور گرديد ، دوباره بمشرق بيايد ، تا از فتوحات سابق خود نتيجه بگيرد و بنمايد ، القابى ، كه اختيار كرده ، بجا بوده . بعد از ورود بسوريّه او به اين كار اكتفاء كرد ، كه پارتيها را از آن مملكت براند و تا آخر سال در سوريّه مانده بتداركات پرداخت و پس از آن از فرات گذشته به بين النهرين درآمد .

--> ( 1 ) - Colonia . ( 2 ) - Metropolis . ( 3 ) - Arabicus . ( 4 ) - Adiabenicus . ( 5 ) - Claudius Albinus .