حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
1995
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ميرفتند ، مجبور گرديد بقلعهاى ، كه ( ن را ) نامداشت و چنان كه پلوتارك گويد ، بين كاپادوكيّه و ليكااونيّه واقع بود ، پناه ببرد . عدّه همراهان و دوستان او در اينوقت به 600 نفر سوار و پياده ميرسيد ، و حال اينكه جنگ را با آنتىگون با بيست هزار نفر پياده و پنجهزار نفر سوار شروع كرده بود . آنتىگون قلعه ( ن را ) را محاصره كرد ، ولى ديرى نگذشت ، كه بواسطه تغيير نقشههايش صلاح خود را در اين ديد ، كه با اومن كنار بيايد . جهت اين بود ، كه آنتىگون پس از بهرهمندى در جنگ با اومن دريافت ، كه لشكرش زياد است و ميتواند دعوى استقلال كرده ، از اطاعت آنتىپاتر خارج شود ، بنابراين با اومن ملاقات و مذاكراتى كرد ، كه او را با خود همراه گرداند . شرايط اومن اين بود : او را از تقصيراتى ، كه بوى وارد ميكردند ، مبرّى بدانند و ايالات سابقش را به او رد كنند . آنتىگون پيشنهاد اومن را به آنتىپاتر اطلاع داد و اومن هم هيأتى نزد او براى مذاكرات فرستاد . رئيس اين هيأت شخصى بود هى يرونيم « 1 » نام ، كه تاريخ جانشينان اسكندر را نوشته است ( ديودور ، كتاب 18 ، بند 40 - 41 ) . جنگ آنتىگون با آلستاس آنتىگون ، پس از بهرهمندى خود در جنگ با اومن ، درصدد جنگ با آلستاس ، برادر پرديكّاس نايب السّلطنه سابق و داماد او آتّالوس ، برآمد و براى اينكه ناگهان بر دشمن بتازد ، در هفت شبانه روز ، هفتاد و پنج فرسنگ راه رفته به شهر كرى توپوليس « 2 » واقع در پيسيديّه رسيد . آلستاس 16 هزار پياده و نهصد سوار داشت ، آنتيگون چهل هزار پياده ، هفتهزار سوار و فيلهاى جنگى زياد . باوجود اين آلستاس ايستاد و با ابرام جنگيد ، ولى محصور گشت و اگرچه از محاصره با زحمات و مشقات زياد بيرون جست ، ولى بالاخره شكست خورد و بقيّة السّيف قشونش فرار كرد ، امّا آتّالوس با چند نفر از سران سپاه اسير گرديد . بعد ، آلستاس با نزديكان و خدمه خود به شهر ترمس « 3 » واقع در پيسيديّه فرار كرده ، در آنجا يارانى
--> ( 1 ) - Hieronyme . ( 2 ) - Critopolis . ( 3 ) - Termesse .