حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2484
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
باعث بغض شديد مردم نسبت به آنها ميشد . تراژان پس از تسخير تيسفون مالك تمامى صفحاتى گرديد ، كه تا خليج پارس بسط مييافت و بنابراين خود را اسكندر ثانى پنداشت ، زيرا مطمئن بود ، كه دولت پارت ، يعنى دولتى ، كه در مدّت آنقدر سالها رقيب و همسر روم بود ، از پا درآمده و اكنون دولت روم تمامى مشرق را تا رود سند و جيحون تسخير خواهد كرد . افتادن تخت زرّين بدست روميها خيالات تراژان را تأييد ميكرد ، زيرا او اين قضيّه را بفال نيك ميگرفت و پيش خود ميگفت ، كه سلطنت اشكانيان خاتمه يافته ، پس از اين آقاى مشرق زمين فقط رومى است . دور شدن خسرو از روميها به طرف ايالات شرقى مملكتش بجاى اينكه باعث نگرانى تراژان گردد ، به عكس ، او را اميدوار ميساخت ، كه زمان امنيّت كاملش در رسيده . شاه در ميان اهالى دور از تمدّن خودش است و نميتواند ضررى بروميها برساند . در اين احوال ، تراژان ، براى اينكه اوقاتى با فراغت خيال صرف تفريحات خود كند ، سفر خليج پارس را از راه فرات پيش گرفت و بتحقيقاتى راجع بهند پرداخت . فقط تأسّفى ، كه داشت ، اين بود ، كه بواسطه كبر سنّ اجل فرصت نخواهد داد ، تا هند براند و مانند اسكندر تسخير هند را خاتمهء فتوحات خود قرار دهد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 68 ، بند 28 و 29 ) . در اينوقت تراژان نميتوانست تصوّر كند ، كه چند هفته ديگر ابرهاى سياهى در افق خيالات گوناگون و نقشههاى دور و دراز او پديد خواهد آمد و بآمال و آرزوهاى او خاتمه داده ، نتايج تمام فتوحات گذشتهاش را هم نيست و نابود خواهد ساخت . شورش اهالى برضدّ روميها چنين بود احوال روميها ، كه ناگاه اخبارى رسيد ، كه تراژان را از فراغت و بيكارى دوباره به كار و كوشش دعوت كرد . اخبار حاكى بود ، كه در همهجا شورش اهالى برضدّ روميها در سلوكيّه و الحضر و نصيبين و ادس ( اورفه ) مردم اسلحه برداشتهاند و خطوط ارتباطيّهء روميها و عقبنشينى آنها بدست دشمن افتاده و