حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2469
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
سه نفر را اسم ميبرد : بلاش دوّم - پاكر دوّم - اردوان چهارم و يوستى اردوان چهارم را بيست و سوّمين شاه اشكانى ميداند ( نامهاى ايرانى ، صفحه 412 ) . خلاصه آنكه مدّت سلطنت پاكر را در ايران يا در مغرب آن بنابر سكّههاى اشكانى از 78 تا 108 م . بايد دانست ، ولى بعضى آن را تا 110 م . ميدانند از اسناد چينى چنين مستفاد مىشود ، كه تقريبا در سال 101 م . خانچائو حاكم تاتارستان از طرف چين نمايندگانى ميفرستد ، كه از راه درياى مغرب « 1 » به تسين بزرگ ( روم ) بروند و آنها تا درياى مزبور آمده بواسطه وحشتى ، كه از مشكلات سفر دريا حاصل ميكنند ، صرفنظر كرده برميگردند . به نظر چنين ميآيد ، كه چون اشكانيان نميخواستهاند روابط مستقيمى بين روم و چين باشد آنها را ترسانيدهاند ، زيرا تجارت ابريشم چين با روم بواسطه ايران ميشده . از منابع مذكور نيز معلوم است ، كه پادشاه آنسى ( يعنى پارت ) در اينموقع با نمايندگان ، شير و آهو براى فغفور چين فرستاده است ( چينىها ميگويند بسان باج ) . مبحث دوّم . اشك بيست و چهارم - خسرو خسرو وقتى بر تخت ايران نشست ، كه يكى از مواقع سخت تاريخ آن محسوب است ، بنابراين لازم است قبل از ذكر وقايع ، شمّهاى از اوضاع عالم آنزمان بيان كنيم . پس از اينكه تيرداد پادشاه ارمنستان درگذشت ( تقريبا 100 م . ) پاكر يكى از پسرهاى خود را ، كه اكسدارس يا آكسىدارس نام داشت ، بر تخت آن مملكت نشاند و اين شاهزاده در آنجا بامور سلطنتى پرداخت ، بىاينكه بدولت روم رجوع يا اقدامى كند ، كه حق روم را بنصب پادشاهان ارمنستان شناخته باشد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 68 ، بند 17 ) . در اينوقت تراژان امپراطور روم در مغرب با داكىها مشغول جنگ بود و صلاح نميدانست با پارت درآويزد ، ولى وقتى كه در 114 م .
--> ( 1 ) - درياى مغرب بايد درياى ميانه ( مدىترانه ) باشد يا درياى سرخ ( بحر احمر ) .