حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2466

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

( 146 ) - سكّه اشك بيست و سوّم ( پاكر دوّم ) مهرداد خبرى نداريم ، ولى از پاكر نويسندگان قديم جسته و گريخته اطّلاعاتى داده‌اند ، لابد بايد شاهى را ، كه بعد از بلاش بتخت نشسته پاكر بدانيم . اگر عقيده نويسندگانى را متابعت كنيم ، كه سلطنت پاكر را از 78 تا 108 م . ميدانند ، او سى سال سلطنت كرده ، ولى وقايع سلطنت او خيلى كم است و نميتوان دانست ، كه حقيقتا واقعه مهمّى در زمان او روى نداده يا روى داده و ، چون نويسندگان رومى از جهت صلحى ، كه بين دولت روم و پارت برقرار بود ، علاقه‌مندى بوقايع دولت پارت نداشته‌اند ، چيزى هم ننوشته‌اند . وقايعى را ، كه ذكر ميكنند اين‌ها است : شخصى بر دولت روم قيام كرد و خود را نرون ناميد ، ولى بهره‌مند نشد و فرار كرده بپارت پناه آورد . دومىثيان ، كه امپراطور روم بود ، او را از پاكر استرداد كرد . در ابتداء پاكر ميخواست از او حمايت كند ، ولى بعد او را ردّ كرد ( سوئه‌تن ، كتاب نرون ، بند 57 ) . اين واقعه در سال نهم سلطنت دومىثيان رويداد ( 89 م . ) . داكيها « 1 » ( يعنى مردمى ، كه در داكيّه سكنى داشتند و اين صفحه همان رومانى كنونى است ) به ميسيّه « 2 » ايالت روم تجاوز ميكردند . در يكى از تجاوزات ، چنان كه پلين « 3 » گويد ، يكنفر يونانى را ، كه كالّيدروموس « 4 » نام داشت و بنده يكنفر رومى ، ليبريوس ماكسىموس « 5 » نام بشمار ميرفت ، اسير كردند . بعد دسبالوس « 6 » رئيس داكيها اين بنده را نزد پاكر فرستاد و او چند سال در دربار ايران در خدمت شاه پارت بود . اين واقعه بخودىخود داراى اهميّتى نيست ، ولى مىرساند ، كه در عهد قديم مردمانى ، كه خيلى دور از يكديگر بودند و بنابراين نميبايست از يكديگر

--> ( 1 ) - Dacia . ( 2 ) - Mysie . ( 3 ) - Pline . ( 4 ) - Callidromus . ( 5 ) - Liberius Maximus . ( 6 ) - Decebalus .