حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2457

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

تقصيرى نداشته‌اند و قرار داد ، كه هر سه بروم آمده در آنجا اقامت گزينند و براى آسايش آنها مقرّر داشت ، مبلغى كافى به آنها داده شود و خانواده‌شان مقام محترمى را دارا باشند . ديوكاسّيوس گويد ( كتاب 66 ، بند 11 ) ، كه نامه بلاش به وسپاسيان چنين شروع ميشد : « ارشك شاهنشاه به فلاويوس وسپاسيان سلام مىرساند » و امپراطور از راه استهزاء در جواب نامه نوشت : « فلاويوس وسپاسيان به ارشك شاهنشاه سلام مىرساند » . اگر روايت ديوكاسّيوس صحيح باشد ، استهزاء قيصر روم از اينجا بوده ، كه بلاش قيصر را فقط باسم خوانده و عناوينى براى او قائل نشده و ديگر خود را شاهنشاه مطلق گفته نه شاهنشاه پارت ، چنان كه معمول بود . تاخت‌وتاز آلانها در شمال و غرب ايران تقريبا در حوالى 75 م . واقعه‌اى رويداد ، كه بلاش مجبور گرديد از امپراطور روم ، وسپاسيان ، استمداد كند . شرح واقعه پائينتر بيايد و خلاصه آن عجالة اين است : مردمى موسوم به آلان ، كه در پشت كوههاى قفقاز به طرف شمال سكنى داشتند ، از كوههاى قفقاز گذشته بقفقازيّه و بعد بآذربايجان و ارمنستان ريخته بقتل و غارت پرداختند . قبل از آنكه از اينواقعه مهم صحبت داريم لازم است بدانيم ، كه اين مردم چه قومى بوده‌اند و مساكن آنها كجا بوده . نژاد آلان‌ها آلان‌ها را آس هم ناميده‌اند و مردمى ، كه اكنون در قفقازيّه سكنى دارند و معروف به است يا اس‌تين « 1 » ميباشند ، از اعقاب اين مردم‌اند . اين مردم را سابقا بعض نويسندگان ازنژاد سكائى ميدانستند ، چنان كه راولين‌سن در كتاب خود ( ششمين دولت مشرق ، صفحه 291 ) گويد ، كه آلان‌ها سابقا در نزديكى رود تاناايس « 2 » ( دن كنونى ) و درياچه پالوس‌م‌اتيد « 3 » ( درياى آزوف ) سكنى داشتند و از سكاها بوده‌اند ، ولى اكنون مسلّم است ، كه

--> ( 1 ) - Ossetine . يا Ossetes ( 2 ) - Tanais . ( 3 ) - Palus Meotide .