حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2447
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ارمنستان خارج شدند ، ما ميتوانيم باهم داخل ارمنستان شده آن را تصرّف كنيم . كربولو با سردى به او جواب داد ، كه به من چنين دستورى از امپراطور نرسيده است . من از ايالتم خارج شدم ، تا بكمك لژيونهائى ، كه در خطر بودند ، بيايم و حالا ، كه خطر گذشته است ، من بسوريّه برميگردم ، زيرا معلوم نيست ، كه در آتيه نزديك نقشه دشمن چيست . پيادهنظام من ، كه با عجله اين راه را پيموده ، خسته است ، و حال آنكه سوارهنظام پارتى تازهنفساند و چون پارتيها مىتوانند شتابان از جلگهها بگذرند ، جنگ پيادهنظام خسته با سواران تازهنفس پارتى موافق عقل نيست . پس از آن سرداران از هم جدا شدند . پتوس به كاپادوكيّه براى گذرانيدن زمستان رفت و كربولو بسوريّه برگشت . در اين وقت بلاش از كربولو خواست ، كه بين النهرين را روميها تخليه كنند . سردار رومى جواب داد ، كه حاضر است چنين كند ، ولى به شرط اينكه پارتيها هم ارمنستان را تخليه كنند ( تاسىتوس ، همانجا ، بند 17 ) . بلاش اين تكليف را پذيرفت ، زيرا تيرداد را بر تخت ارمنستان نشانده بود و ميدانست ، كه ارامنه را ميتوان بخودشان واگذارد ، زيرا آنها پارتيها را بر روميها ترجيح ميدهند . در نتيجهء وقايعيكه ذكر شد ، باز جنگ بين دولتين پارت و روم چند ماه به حال وقفه افتاد . سفارتى ، كه بلاش بروم فرستاد ، در اوّل بهار سال 63 م . به آن شهر رسيد و قيصر آن را پذيرفت . سفير بلاش پيشنهاد كرد ، كه تيرداد پادشاه ارمنستان باشد ، ولى نصب او از طرف امپراطور مستقيما يا توسط سردار رومى در مشرق به عمل آيد . نرون از چنين پيشنهادى در حيرت شد ، زيرا از بهرهمنديهاى بلاش اطّلاعى نداشت و تصوّر ميكرد ، كه خودستائىهاى پتوس راست است ، يعنى روميها فاتحاند ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 15 ، بند 25 ) ، ولى وقتى كه وضع ايران و روم در مشرق بواسطه راپورتهاى كربولو و شهادت يكنفر صاحبمنصب رومى ، كه با پارتيها بروم رفته بود ، روشن شد ، قيصر از اشتباه بيرون آمد . امّا دولت روم نميتوانست پيشنهاد بلاش را قبول كند ، زيرا شكست خورده