حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2431

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ايران جهتى وجود نداشت ، كه از نفوذ ايران در ارمنستان كاسته باشد ، بل به عكس از بيانات تاسىتوس ( در كتاب 13 ، بند 6 ) چنين برميآيد ، كه بلاش براى روميها در ارمنستان حقّى را قائل نبوده ، زيرا ميدانسته كه نرون « 1 » قيصر روم جوانى است 17 ساله ، جنگ و جدال را دوست ندارد ، محبّ موسيقى و صنايع ديگر است و در زمان چنين قيصرى يك مملكت دور افتاده از روم را بىاشكال ميتوان تصاحب كرد . مورّخ مزبور گويد ( همان كتاب و همان بند ) : « بنابراين روميها ، كه آنقدر شهوت گفتگو و صحبت را داشتند ، از يكديگر ميپرسيدند : آيا قيصر يعنى جوانى ، كه هنوز 17 سال ندارد ، ميتواند سنگينى اين‌بار گران ( يعنى حكومت ) را تحمّل كند ، چه كمكى را ميتوان از جوانى ، كه در تحت اداره زنى است ، انتظار داشت ، آيا جدالها و يورش‌ها و ساير عمليّات جنگى را آموزگاران اينجوان مىتوانند اداره كنند ؟ ولى بعضى جواب ميدادند ، كه اگر كلود « 2 » پير و بىحميّت اكنون هم بود ، آيا او زحمات و مشقّات جنگ را بهتر تحمّل ميكرد ؟ بورّوس « 3 » و سنك « 4 » ( مستشاران نرون ) چندين دفعه مهارتشان را نموده‌اند و چيزى مانع نيست ، كه قيصر جوان تمامى جدّ و همّت خود را نشان دهد . آيا پومپه در سنّ هيجده سالگى و اكتاويوس در نوزده سالگى بار سنگين جنگهاى داخلى را بدوش نكشيدند . بسا اتفاق افتاده ، كه در امور راجعه بمقامات اعلى ، نصايح خوب بيش از اسلحه و دستى ، كه آن را به كار ميبرد ، مفيد بوده . آيا او ( يعنى نرون ) دوستان پاكدامن در خدمت خود ندارد ؟ اگر او حسد را كنار گذاشته سردار بىنظيرى را انتخاب كند و اعتنائى بدسائس نكرده كسى را برگزيند ، كه تكيه‌اش بر اعتبارش باشد ، اينمسئله را روشن خواهد ساخت » . چنين بود افكار روميها و اگر خود نرون اعتنائى بپيش‌آمدهاى ارمنستان نداشت ، در ميان مستشاران او اشخاصى بودند ، كه كارهاى بلاش را در آن مملكت توهينى بزرگ براى روم ميدانستند ، چه بلاش برادر خود را بر تخت ارمنستان

--> ( 1 ) - Neron . ( 2 ) - Claude . ( 3 ) - Burrus . ( 4 ) - Seneque .