حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2425
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بند 4 ) استنباط مىشود ونن دوّم سه پسر داشت : بلاش - تيرداد - پاكر . كدام يك بزرگتر بودند ، معلوم نيست ، ولى ظنّ قوى ميرود ، كه اين مقام را پاكر داشته ، زيرا اوّلا تاسىتوس گويد ( همانجا ) بلاش ، كه از زن غير عقدى يونانىزاده بود ، با رضايت برادرانش بتخت نشست و اين اشاره مىرساند ، كه بلاش كوچكتر از دو برادرش بوده . ثانيا بلاش خود را مقروض برادرانش ميدانسته و به همان جهت در ابتداء پاكر را پادشاه دستنشانده ماد كرده و براى برادر ديگرش خواسته ارمنستان را تسخير كند . شرح وقايع جنگها و تعيين تيرداد بسلطنت ارمنستان چنين است : تاسىتوس گويد ( سالنامهها ، كتاب 12 ، بند 44 ) : در همان سال جنگى بين ارامنه و يهوديها رويداد ، كه باعث حركت پارتيها و روميها هم گرديد . در پارت بلاش سلطنت ميكرد . او از يكى از زنان غير عقدى يونانى ونن تولّد يافته با رضايت برادران بتخت نشسته بود . در اين زمان پادشاه ايبريان ( گرجىها ) فرسمن بود و پادشاه ارامنه نظر بحمايت ما ( يعنى رومىها ) مهرداد برادر فرسمن . راداميست « 1 » پسر فرسمن ، كه از حيث زورمندى و قدّ و قامت بلند و مهارت در ورزشهاى گوناگون ملّتش ، داراى نامى شده بود ، ميخواست پدرش را از سلطنت گرجستان دور كند . بنابراين فرسمن ، كه خود را در مخاطره ميديد ، خواست او را از اين خيال منصرف دارد و به او گفت ، كه نظرت را به طرف ارمنستان بيفكن و با حيله جاى مهرداد را بگير . پس از آن راداميست نزد مهرداد رفته چنان وانمود ، كه از پدرش ناراضى است ، نسبت بزن پدرش كينه ميورزد و از بدرفتارى آنها به مهرداد پناه برده . پادشاه ارمنستان او را با مهربانى پذيرفت و حتّى وى را پسرخواندهء خود خواند . پس از آن راداميست در نهان توطئهاى براى ايجاد انقلاب برضدّ مهرداد ترتيب داد ، و حال آنكه او همه روزه بر مهربانى خود نسبت به راداميست ميافزود . سپس راداميست ببهانه اينكه با پدرش آشتى
--> ( 1 ) - Radamiste .