حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
1987
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
يونان بمعيّت كراتر با مردم اتوليان مىجنگيد ، رفت و نقشهء پرديكّاس را افشاء كرده گفت ، كه اگر آنتىپاتر به مقصود خود برسد ، شما و كراتر را نابود خواهد ساخت . آنها ، همين كه اين بشنيدند ، صلاح را در اين ديدند ، كه با مردم اتوليان متاركهاى منعقد دارند ، تا پس از جنگ با پرديكّاس دوباره به آنها بپردازند و آنها را از يونان كوچ داده در اقصى بلاد آسيا بنشانند . بنابراين ، متاركهاى انعقاد يافت و پس از آن آنتىپاتر نقشه جنگ را چنين كشيد ، كه كراتر با قشون مقدونى بآسيا رفته فرماندهى لشكر را بدست گيرد و آنتىپاتر با بطلميوس والى مصر ، كه دوست او بود ، اتحادى منعقد داشته با پرديكّاس بجنگد ( 323 ق . م ) . وقتى كه اين خبر به پرديكّاس رسيد ، سرداران لشكر را جمع كرده بمشورت پرداخت ، كه چه بايد بكنند و پس از آن قشونى به اومن ، منشى سابق اسكندر ، داده او را مأمور كرد ، به طرف هلّسپونت ( داردانل ) رفته مانع از عبور دشمن به آسيا شود و خودش به بطلميوس والى مصر بپردازد ( ديودور ، كتاب 18 ، بند 25 ) . جنگ اومن با كراتر پرديكّاس بر اثر اين تصميم چند نفر سردار به اومن داد ، تا بوى كمك كنند و او به طرف هلّسپونت روانه شد . از سرداران مزبور دو نفر نامى بودند : يكى آل ستاس « 1 » برادر پرديكّاس و ديگرى نهاوپتولم « 2 » . اينها دستور داشتند ، كه تابع نظريات اومن باشند ، زيرا او در عمليّات نظامى هنرمند بشمار مىآمد و وفاداريش بمحك تجربه رسيده بود . پس از ورود به هلّسپونت اومن جاهاى خالى قشون خود را پر كرد و اسبهاى زياد از محلها گرفت . باوجود اين آنتىپاتر و كراتر توانستند ، قشون اروپائى مقدونيّه را بآسيا عبور دهند . در اين احوال نهاوپتولم ، كه سركردهء عدّهء زيادى از مقدونيها بود ، در نهان با آنتىپاتر داخل مذاكره شده دامهائى براى اومن گسترد و بر اثر كشف اين خيانت مجبور گشت با اومن جنگ كند . نتيجه جدال چنين بود ، كه تقريبا تمام قشون نهاوپتولم كشته شد و نزديك بود خود او هم بقتل برسد .
--> ( 1 ) - Alcetas . ( 2 ) - Neoptoleme .