حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2401
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در خشم فرورفته بر خود پيچيد و بر اثر اين حال وقتى كه خبر مرگ فرهاد را شنيد ، از نقشه خود در ايجاد انقلاباتى در ايران منصرف نگرديد و تيرداد برادرزادهء فرهاد را بسوريّه روانه كرد ، تا كار را بانجام برساند . در همانوقت بر اختيارات وى تلّيوس افزود و فرسمن پادشاه ايبرى ، يعنى گرجستان ، را تحريك كرد ، كه بمتصرّفات ايران حمله كند . حملهء فرسمن بارمنستان در اين وقت اردوان در مخاطرهاى بزرگ واقع شد . در داخله توطئه بر ضدّ او دوام داشت و از خارج از دو سمت : از طرف سوريّه و قفقاز مورد حمله بود . فرسمن اعلام كرد ، كه قصد او نشانيدن برادرش مهرداد بر تخت ارمنستان است . تاسىتوس گويد ، كه تىبريوس اين نقشه را به او پيشنهاد كرده بود ( سالنامهها ، كتاب 6 ، بند 32 ) . بعد او كسان و همراهان ارشكهاى ارمنستان را خريده از طريق خيانت آنها را بدست آورده نابود ساخت و با قشونى به طرف ارمنستان حركت و آن را بىمقاومتى اشغال كرد . اردوان پسر خود ارد را مأمور كرد بارمنستان رفته حقوق اشكانيان را بر اين مملكت محفوظ دارد ، ولى چون قواى فرسمن زيادتر بود و او آشنائى كامل باحوال اين مملكت داشت ، ارد از جنگ در دشت نبرد احتراز كرد . قواى فرسمن بيشتر بود ، زيرا او در اين وقت كمك و همراهى آلبانىها ( يعنى ارّانىها ) را طلبيد و به اين هم اكتفاء نكرده دربند داريال را در كوههاى قفقاز باز كرده مردمان سكائى و سارماتى را در اين جنگ شركت داد . تاسىتوس اين مردمان را سارمات مينامد ( سالنامهها ، كتاب 6 ، بند 33 ) ، ولى يوسف فلاويوس مورّخ يهود گويد ، كه سكائى بودند ( كتاب 18 ، بند 4 ) ديگر اينكه هردو نويسندهء مزبور گويند ، كه سارماتها و سكاها از دربند درياى خزر گذشتند ، ولى گمان ميكنيم ، كه اين اشتباه است ، زيرا راه آنها از دربند داريال بوده و جهت نداشته ، كه راهشان را دور تر كرده ، دور بزنند . دربند داريال