حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2399

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بعد ، چون روميها باستثناى مجلس سنا و چند نفر چاپلوس ، كه كوركورانه مطيع اوامر او بودند ، از او ناراضى گشتند ، از سوءظن زياد و نيز از اين جهت ، كه طبعا معاشرت را دوست نداشت ، بجزيره كاپرى « 1 » رفته در آنجا انزواء اختيار كرد و در اينجا جبّارى شد ، كه نظايرش در تاريخ زياد نيست . هركس ، كه داراى نامى بود يا از خانواده بزرگى بشمار ميآمد ، يا ثروتى داشت و يا مورد سوءظن او ميگرديد ، مصون از ظلم او نبود . در نتيجه ، اشخاص و خانواده‌هائى زياد قربانى اين احوال او گشتند و بر نفرت مردم از او بدرجات افزود ، تا اينكه در سنّ 75 سالگى بخودكشى اقدام كرد ، توضيح آنكه آنقدر از خوردن غذا امتناع ورزيد ، تا بمرد ( 37 م . ) ، فسق و فجور او هم در جزيره كاپرى معروف است . اردوان و تىبريوس اردوان ، كه بر احوال تىبريوس آگاه بود و نارضامندى روميها را از او ميدانست گمان ميكرد ، كه او هرگز بجنگ اقدام نخواهد كرد ، ولى در اينوقت به تىبريوس خبر رسيد ، كه ، چون مردم ايران از اردوان و حكومتش راضى نيستند ، ميتوان انقلابى در اين مملكت ايجاد كرد . حتّى بعض نجباى پارتى بروم رفته به تىبريوس گفتند ، كه اگر او فرهاد پسر فرهاد چهارم را بايران بفرستد ، مردم بر اردوان قيام خواهند كرد ( 35 م . ) . اين اشخاص ضمنا گفتند ، كه اردوان از جهت شقاوت تمام اشخاص رشيد خانواده اشكانى را كشته ، تا مدّعى نداشته باشد . تىبريوس از شنيدن اين اخبار مشعوف گشت ، زيرا يقين حاصل كرد ، كه اگر جنگ خانگى در پارت روى دهد ، اردوان فرصتى نخواهد يافت ، كه در سياست خارجه اينقدر جسور باشد و روم را تهديد كند ، بنابراين فرهاد پسر فرهاد چهارم را بسوريّه فرستاد تا انقلابى را در ايران برپا كند ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 6 ، بند 32 ) . اردوان به زودى از اين توطئه آگاهى يافت و چون سرمنشأ آن را سين‌ناكس « 2 » نامى ، كه از نجباء پارت و بسيار ثروتمند بود ، دانست و فهميد ، كه خواجه‌اى آبدوس « 3 » ، كه در دربار اهميّتى داشت ،

--> ( 1 ) - Caprae . ( 2 ) - Sinnaces . ( 3 ) - Abdus .