حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2394
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مبحث دهم . اشك هيجدهم - اردوان سوّم اردوان و ونن اردوان پس از اينكه بتخت نشست و شنيد ، كه ونن پادشاه ارمنستان گرديده ، در انديشه فرورفت . معلوم است ، كه در نفع او نبود پادشاه مملكت همجوار ، دشمن خونين او و تحت الحمايه روم باشد . بنابراين صلاح خود را در اين ديد ، كه در ارمنستان و هم در روم با اينوضع مخالفت كند . قيصر روم تىبريوس ميخواست ، كه ونن با اجازه دولت روم پادشاه ارمنستان گردد ، ولى اردوان سفيرى بروم فرستاده آشكارا به تىبريوس اعلام كرد ، كه اگر ونن را بپادشاهى ارمنستان بشناسد ، بايد براى جنگ حاضر شود . در همانوقت از ارامنه خواست ، كه ونن فرارى را به او رد كنند و قسمت مهمّى از ارامنه با اين تقاضاى اردوان همراه بودند ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 18 ) . تىبريوس ، كه ميخواست ونن را حمايت كند ، بر اثر تهديد اردوان در شناسائى او خوددارى كرد ( يوسف فلاويوس ، همانجا - تاسىتوس ، سالنامهها ) و در اين احوال ونن ، چون خود را در مخاطره ديد ، فرار كرده نزد والى روم در سوريّه كرىتىكوس سيلانوس « 1 » رفت و در تحت حمايت او درآمد . سيلانوس با شعف او را پذيرفت ، قراولانى براى حفاظت او گماشت و امر كرد او را پادشاه خوانند ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 2 ، بند 4 ) . در اينوقت اردوان بدور كردن ونن از ارمنستان اكتفاء نكرده خواست پسرش ارد پادشاه ارمنستان گردد . تىبريوس ، چون ديد ، كه ابهّت روميها در مشرق بسبب بر تخت نشستن اردوان و رانده شدن ونن از ارمنستان متزلزل گرديده ، خواست بىجنگ ، كه خطرناك بود ، وسيلهاى براى اعاده آن به كار برد و با اين مقصود برادرزاده خود را ، كه ژرمانيكوس « 2 » لقب داشت ، بفرمانفرمائى كلّ آسياى رومى ( از داردانل تا فرات )
--> ( 1 ) - Criticus Silanus . ( 2 ) - Germanicus .