حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2378

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

دولتين برقرار گرديد و تقريبا بيش از يكصد سال طرفين جنگى ، بمعنى حقيقى اين لفظ ، با يكديگر نداشتند . چگونگى اين احوال پائينتر بيايد . فرار فرهاد به طرف سكاها و برگشتن او فرهاد پس از بهره‌منديهاى خود نسبت بروميها ، موقع خود را بر تخت محكم ديده و مغرور گشته باز بشقاوتهاى ديرين خود برگشت و بناى تعدّى و ظلم را گذاشت . اين وضع باعث شد ، كه مردم بر او شوريدند ( 33 ق . م ) و مجبور گرديد از ايران خارج گردد ( ژوستن ، كتاب 42 ، بند 5 ) . در رأس شورشيان تيرداد نامى بود ، كه پس از آن بتخت نشست . از قرار معلوم در اين وقت بود ، كه فرهاد از ترس اينكه مبادا زنانش بدست دشمنانش بيفتند ، تمامى آنها را كشت ( ايزيدور خاراكسى ، پارت ، بند 1 ) . پس از آن فرهاد نزد سكاها رفته آنها را مجبور كرد به او كمك كنند و بتقويت آنها بايران برگشت . ممكن است خواننده تصوّر كند ، كه فرهاد نزد سكاهاى آسياى وسطى رفته ، ولى چنين نيست ، او نزد سكاهائى رفت ، كه بباختر و سيستان و رخّج و غيره ريخته بودند ( گوت‌شميد ، تاريخ ايران الخ ، صفحهء 114 ) . تيرداد ، وقتى كه خبر نزديك شدن فرهاد را شنيد ، كوچكترين پسر او را برداشته نزد اكتاويوس قيصر روم ، كه در اينوقت پس از مراجعتش از مصر در سوريّه بود ، رفت ( 30 ق . م ) و پسر فرهاد را به او تسليم كرده ، كمك او را براى برانداختن فرهاد خواستار شد ( اين روايت از ديوكاسّيوس است - كتاب 51 ، بند 18 - ، ولى ژوستن اين واقعه را به زمان بعد ، يعنى وقتى كه قيصر در اسپانيا بود ، معطوف ميدارد ، 27 - 24 ق . م ) . اكتاويوس گروكان ، يعنى پسر فرهاد را ، پذيرفت ، ولى نظر بتجربيّاتى ، كه از جنگهاى سابق روميها با ايران حاصل كرده بود ، از برگردانيدن تيرداد بتخت امتناع ورزيده گفت ، كه او ميتواند در سوريّه اقامت كند و ما دامى كه در تحت حمايت روميها است ، معاش او مرتّب خواهد بود ، ولى نبايد انتظار داشته باشد ، كه روميها براى او با پارتيها جنگ كنند .