حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2357
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
نظام پارتى از جدال رو تافته فرار كرد . آنتونيوس با جدّ بتعقيب فراركنندگان پرداخت با اين اميد ، كه با يك جدال نتيجه جنگ را معلوم خواهد داشت يا آن را بخاتمه نزديك خواهد كرد . پس از آن ، كه پيادهنظام پنجاه استاد ( فرسنگ و ثلث ) و سوارهنظام سه برابر اين مسافت دشمن را تعقيب كرد ، آنتونيوس خواست بداند ، كه عدّه كشتگان و اسراى پارتى چيست و پس از رسيدگى معلوم گشت ، كه عدّه كشتگان سى و عدّهء اسراء هشتاد است . اين نتيجه باعث دماغ سوختگى و يأس عموم روميها گرديد ، زيرا ميديدند ، كه عدّه كشتگان پارتى اينقدر كم است ، و حال آنكه پارتيها ، وقتى كه تاتيانوس را محاصره كردند ، آنهمه سپاهى رومى را كشتند . بنابراين روز ديگر روميها باروبنه خود را بسته راه فراد را پيش گرفتند . در بين راه پارتيها ، در ابتداء بعدّهء كمى بعد بعدّهء بيشترى و بالاخره با تمام قشون ، بروميها حمله ميكردند ، مثل اينكه اينها هيچ شكست نخوردهاند و قشون تازهنفسى هستند . اذيّت و آزارى ، كه اينها بروميها ميرسانيدند و زدوخوردهاى كوچكى ، كه روى ميداد ، مراجعت روميها را باردويشان سخت و پر از رنج و تعب داشته بود ( آنتونيوس ، بند 41 ) . در اين زمان ماديهاى محصور شهر ( يعنى فراد ) بيرون آمده بقدرى باعث وحشت روميها شدند ، كه آنها روبفرار گذاشتند . آنتونيوس سخت در خشم فرو رفته نسبت به آنها مجازات قديم روميها را اعمال كرد ، توضيح آنكه امر كرد آنها را بقسمتهاى دهنفرى تقسيم كنند و از هريك از اين قسمتها بقرعه يكنفر را بكشند و نيز فرمان داد ، كه جيرهء آنهائى را ، كه زنده ماندهاند ، بجاى گندم جو بدهند . آتيه جنگ را هريك از طرفين تيره و تاريك تصوّر ميكرد : آنتونيوس را قحطى نزديك تهديد ميكرد و او نميتوانست بچراگاه برود ، بىاينكه عدّه كثيرى از مردگان و مجروحين را با خود ببرد ، فرهاد از نزديك شدن زمستان واهمه داشت و چون ميدانست ، كه تا چهاندازه پارتيها مقيّدند ، زمستان را در شهرها بسر برند ، ميترسيد ، كه اگر روميها باقامتشان در اين صفحه امتداد دهند ، از جهت