حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2352
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
( صفحات 911 - 922 اين تأليف ) رقابت كرده باشد ( آنتونيوس ، بند 38 ) بارى آنتونيوس در تهيّه سفر جنگى بايران گرديد و با آرتاواسد « 1 » پادشاه ارمنستان داخل مذاكره شد ، كه او هم در اين جنگ شركت جويد . پادشاه مزبور ، چون در اينوقت از روم بيشتر ميترسيد ، اين تكليف آنتونيوس را پذيرفت . وقتى كه اين خبر به فرهاد رسيد ، سخت نگران شد و كس نزد مونهزس فرستاده او را استمالت كرد و وعده داد ، كه اگر او بايران برگردد ، گذشتهها را فراموش و نيكىهاى زياد درباره او خواهد كرد . پس از آن مونهزس به آنتونيوس گفت ، كه اگر من بطور مسالمتآميز برگردم ، شايد بتوانم بيش از آن بشما خدمت كنم ، كه با اسلحه مقدور بود . اين حرف آنتونيوس را خوش نيامد و مورد اعتماد او نگشت ، ولى احتياط را در اين ديد ، كه به روى خود نياورد و گفت ، كه شايد بتوانيم بىجنگ روابطمان را با پارت بطور صحيح مرتّب داريم . بعد وقتى كه مونهزس به طرف ايران حركت ميكرد ، آنتونيوس سفراى خود را بدربار ايران فرستاد و به آنها گفت چيزى از دولت پارت نخواهيد ، مگر اينكه بيرقهاى روميرا ، كه پارتيها در جنگ حرّان گرفتهاند و نيز اسرائى را ، كه هنوز زندهاند ، پس بدهند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 49 ، بند 24 ) . اين چيزها همه ظواهر كار بود و باطنا آنتونيوس تداركات جنگى را با دولت پارت ميديد . يكى از جهات آن را چنين تعبير ميكنند ، كه آنتونيوس نسبت بپيشرفتهاى سردارانش ، مانند باسّوس و نيز ونتىديوس ، كه جشن فتحش را در روم گرفته بود ، رشك ميبرد و ميخواست فتوحاتى بنام او اختصاص داشته باشد و نام او برتر از نام زيردستانش قرار گيرد [ پلوتارك گويد : مردم ميگفتند ، كه قيصر ( يعنى اكتاويوس ) و آنتونيوس ، وقتى كه بوسيله سردارانشان جنگ ميكنند ، خوشبختتر از مواردى هستند ، كه خودشان رأسا بجنگ ميروند ( كتاب آنتونيوس ، بند 35 ) ] . آنتونيوس در شروع كردن اين جنگ دو مقصود داشت : يكى اينكه از جهت
--> ( 1 ) - Artavasde ، بايد ارتهباذ باشد .