حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

1976

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

نقشه آنها چنين بود ، كه از پول زيادى ، كه هارپالوس در آتن گذارده بود ( قضيّه او در صفحه 1882 ذكر شده ) و از سپاهيان اجير ، كه بعدّه هشت هزار نفر در دماغه ( ت‌نار ) در پلوپونس اقامت داشتند و آنها را ولات اسكندر بخودشان واگذارده بودند ، استفاده كنند . بنابراين آتنيها به لئوستن « 1 » امر كردند اين عدّه را به خدمت خودش اجير كند ، زيرا مىپنداشتند ، كه آن‌تىپاتر ، چون لئوستن را حقير ميشمارد ، اعتنائى به اين اقدام او نخواهد كرد و آتنيها فرصت خواهند يافت ، تجهيزات ديگر براى جنگ بكنند . لئوستن چنين كرد و رئيس سپاهيانى شد ، كه مجرّب و ورزيده بودند ، زيرا در آسيا جنگهاى بسيار كرده بودند . اين كارها در موقعى ميشد ، كه هنوز در يونان از مرگ اسكندر درست مطّلع نبودند ، ولى به زودى اشخاصى از بابل وارد شده خبر دادند ، كه به چشم خودشان فوت اسكندر را ديدند . پس از آن آتن اعلان جنگ داد و لئوستن به اتولى رفته مردم را با خود همراه كرد و هفت هزار نفر سپاهى از آنها گرفت . بعد لوكريان « 2 » و فوسيديان « 3 » را دعوت كرد ، با او همداستان شوند ، تا از قيد مقدونيها برهند . در آتن اشخاصى ، كه دارائى داشتند بر ضدّ اين جنگ بودند و صلح را ترجيح ميدادند ، ولى اشخاصى ، كه چيزى نداشتند ، هنگامه طلب و ماجراجو بودند ، با نطق‌هاى پرحرارت مردم را بجنگ تحريك ميكردند . نفع اين نوع اشخاص در جنگ بود ، زيرا در موقع جنگ جيره و مواجبى به آنها ميرسيد و چنان كه ديودور گويد ، فيليپ دوّم مقدونى روزى راجع به اين نوع اشخاص گفت : « براى آنها جنگ صلح است و صلح جنگ » . بالاخره بواسطه زيادى عدّه اين اشخاص طرفداران صلح در اقليّت ماندند و حكمى بدين مضمون صادر شد ( ديودور ، كتاب 18 ، بند 10 ) : « مردم آتن تمام يونانيها را دعوت خواهند كرد ، كه براى آزادى جنگ كنند ، شهرها از ساخلوهاى خارجى خلاصى خواهند يافت ، بحريّه‌اى از چهل ترىرم

--> ( 1 ) - Leosthene . ( 2 ) - Locriens . ( 3 ) - Phocidiens .