حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2298

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

دروازه ايستاد و وقتى كه كراسّوس دررسيد ، آتش‌دانى به زمين گذارده عطرياتى در آتش افكند و شرابى به زمين ريخته او را نفرين كرد . پلوتارك گويد ، عقيده روميها چنين بود ، كه چنين كردارى بر ضدّ هركس ، كه بوقوع يابد ، شوم است و اثرات آن نه فقط دامنگير شخصى ، كه مورد نفرين است ، ميگردد ، بل براى روم نيز مشئوم است . بنابراين آته‌يوس ، كه در منفعت روم نميخواست كراسّوس بسوريّه برود ، كارى كرد ، كه اثر اتش شامل خود روم هم ميشد ( همان‌جا ، بند 19 ) . حركت به طرف سوريّه كراسّوس روانه شد و ببندر بروم دوزيوم « 1 » درآمد . بعد ، باوجود اينكه موسم براى سفر دريائى مساعد نبود ، نخواست منتظر موقع مناسبى شود ، بكشتى نشست و از جهت هواى بد چند كشتىاش غرق گرديد . در اين احوال او بقيّه قشونش را جمع كرده به گالاثى « 2 » درآمد و ديد ، پادشاه آن جوتاروس « 3 » ، كه پير بود ، قصرى ميسازد . در اينوقت او پادشاه را مخاطب قرار داده بطور مزاح گفت : چه ميكنيد ؟ در ساعت دوازده روز شروع بساختمان كرده‌ايد ( ساعت دوازده روز ، يعنى آخر روز . كراسّوس ميخواسته بگويد ، اين چه كارى است ، كه در آخر عمر ميكنيد ) . پادشاه گالاثى خنديده فورا جواب داد : سرداد ، شما هم زود وقت بجنگ پارتيها عازم نشده‌ايد ( همان‌جا ، بند 21 ) ، كراسّوس در اينوقت بقول پلوتارك 60 سال داشت . رفتن ببين النّهرين بعد مورّخ مذكور گويد ( كراسّوس ، بند 21 ) كارهاى اوّلى كراسّوس اميدواريهاى او را تأييد ميكرد ، زيرا پس از ورودش بسوريّه روى فرات پلى ساخت و چند شهر در بين النّهرين طوعا تابع شدند . فقط يك شهر ، كه يونانيها آن را زنودوتى « 4 » ميناميدند ، پا فشرد و جبّار آن آپولّونيوس صد نفر رومى را كشت ، ولى كراسّوس بقيّه قشون خود را به شهر نزديك كرده آن را گرفت و تمام اموال و ثروت امكنه را غارت كرده اهالى را مانند بردگان فروخت .

--> ( 1 ) - Brumdusium . ( 2 ) - Galatie ( در آسياى صغير ، فريگيه سابق ) . ( 3 ) - Djotarus . ( 4 ) - Zenodotie .