حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2296
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مأمور گرديد . كراسّوس مردى بود خسيس و طمّاع . حرص و طمع او مخصوصا باعث هلاك او گرديد . پلوتارك گويد ، كه مردم روم ميگفتند ، او عيبى جز خسّت ندارد ، ولى من گمان ميكنم ، كه اين عيب ساير معايبش را پوشيده بود ( كراسّوس ، بند 1 ) . راجع بطمع او مورّخ مزبور گويد ( همانجا ) : زمانيكه كراسّوس داخل كار شد ، بيش از سيصد تالان نداشت ، ولى وقتى كه حكمران سوريّه گشت و قبل از حركت خواست مقدار دارائى خود را بداند ، معلوم گرديد ، كه باوجود اينكه ده يك مال خود را وقف بر هركول ( نيم خداى روميها ) كرده و ضيافتى به شهر روم داده ، كه بهريك از سكنه آن شهر نان سه ماهشان رسيده ، باز دارائى او بهفت هزار تالان بالغ بود « 1 » . بزرگترين قسمت اين ثروت را او با آتش و آهن يافته بود و بدبختى مردم سرچشمه بزرگ اندوختههاى او بود . . . . . . بعد پلوتارك مواردى زياد از حرص و طمع او ذكر مىكند ، ولى چون خارج از موضوع است ، ميگذريم . همينقدر بايد دانست ، كه كراسّوس از حيث حرص و آز تحصيل ثروت ( بهر وسيلهاى ، كه بود ) ، كمتر نظير داشت . اما در باب ساير صفاتش بايد گفت ، كه طمع او مجالى نداد ، تا نمايان گردد ، اگرچه اين نكته معلوم است ، كه بهرحال كراسّوس در لياقت و كاردانى به دو زمامدار ديگر روم نميرسيد ، خصوصا يوليوسسزار ، كه اعجوبه زمان خود بود و بعضى او را با دو نفر ديگر سه سردارى ميدانند ، كه تاريخ عالم چهارمينشان را نشان نميدهد « 2 » . پلوتارك گويد ( كراسّوس ، بند 19 ) سناى روم حكمرانى سزار را در گالّيا براى پنجسال تجديد كرد و اسپانيا را به پومپه داد با اين شرط ، كه در روم بماند ، زيرا مردم روم او را دوست داشتند و بعلاوه ، چون پومپه زن خود را خيلى دوست ميداشت ، ميخواست در روم بماند . هم در اينوقت كراسّوس بحكمرانى سوريّه منصوب گرديد ، ولى سنا اجازه نداد ، كه با دولت پارت جنگ كند .
--> ( 1 ) - تقريبا 42 ميليون فرنگ طلا يا 210 ميليون ريال . ( 2 ) - هاننىبال قرطاجنهاى ، يوليوس سزار رومى و ناپلئون اوّل فرانسوى .