حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2283
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مردمرا از سم روم متنفّر داشته . براى شما كافى است ، كه از دنبال من بيائيد و فكر كنيد ، كه لشكرى نيرومند با سردارى ، كه بىكمك حتّى يكنفر سرباز ، كاپادوكيّه را پس از كشتن پادشاهش باطاعت درآورد و اوّل شخصى بود كه پنت و سكائيّه را مسخّر داشت ، چه كارها تواند كرد . اما راجع بجوانمردى و عدالتم ، من بشهادت سربازانم ، كه اين هر دو صفت مرا آزمودهاند ، استناد ميكنم . يادگاريهاى جوانمردى و عدالتم را در ممالكى خواهند يافت ، كه بيگانه بودند و بممالك نياكان من افزودند ، از تمامى پادشاهان من يگانه شخصى بودم ، كه كلخيد و پافلاگونيّه و بوسفور را در ازاء خوبيهايم بدست آوردم » . چنين است نطقى ، كه موافق روايت ژوستن مهرداد ششم پنت خطاب بسربازانش براى تشجيع و تحريص آنها بجنگ كرده . اين نطق را در اينجا گنجانيديم تا روشن باشد ، كه چرا سنتروك مقام بيطرفى را اختيار كرد . او ميديد ، كه اهالى آسياى صغير از روم متنفّرند و باطنا طرفدار پادشاهى ، كه روم را بمبارزه ميطلبد و نميخواست با چنين كسى درافتد . از طرف ديگر در مقابل سياست تعرّضى تيگران پادشاه ارمنستان در صلاح خود هم نميديد ، كه به مهرداد كمك كند . مبحث سوّم . اشك يازدهم - فرهاد سوّم پس از فوت سنتروك پسرش فرهاد بتخت نشست . او در ابتداء مانند پدرش ميخواست در جنگهاى مهرداد ششم پنت با روميها بيطرف بماند ، ولى وقتى كه پومپه سردار نامى روم بآسياى صغير آمد ، جدالهاى سنه 66 ق . م شروع گرديد و هريك از طرفين باز درصدد برآمد ، كه دولت پارت را به طرف خود جلب كند و هركدام سفيرى بدربار فرهاد گسيل داشت ، ايندفعه فرهاد به طرف روم رفت ، زيرا پوميه به او وعده داد ، كه در ازاى همراهى دو ولايتى را ، كه تيگران از دولت پارت ، گرفته بود ،