حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2273

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

و جمهورى روم در آسياى صغير و ارمنستان پيش‌آمده ، هر دو دولت دست يگانگى به يكديگر داده منافعشان را حفظ كنند ، ولى ديرى نميگذرد ، كه اين روابط دوستانه بمعارضه و جنگ و ستيز مبدّل ميگردد ، دولت پارت در مدّت سه قرن با فاصله‌هائى ، كه گاهى از پنجاه سال هم تجاوز ميكرد ، با دولت روم دست‌وگريبان مىشود و در نتيجه ، اگر دولت پارت در كنار فرات متوقف ميگردد ، دولت روم هم ، كه در همه‌جا فاتح است ، حدّى براى جهانگيريهاى خود مييابد ، چنان كه روميها اعتراف ميكنند ، كه دولت پارت حريف پر زور آنها است و بهترين قياصره روم عقيده دارند ، كه از فرات نبايد تجاوز كنند . شرح اين وقايع پائين‌تر بيايد . عجالة صحبت از ارتباطى است ، كه در دفعه اولى ايران پارتى با روم مييابد . دولت روم بعد از فتح ماگنزيا ( 190 ق . م ) يعنى جنگى ، كه با آن‌تيوخوس سوّم سلوكى كرد ، نخواست يكوجب زمين در سوريّه يا آسياى صغير داشته باشد و بنابراين غرامتى از پادشاه مزبور گرفت . جهت اين بود ، كه روميها نظر بسياست عمومى و اوضاع آن زمان نميخواستند در آسياى يونانى دخالتى داشته مشكلاتى براى خود تدارك كنند ، ولى پس از اينكه مقدونيّه و يونان مطيع گرديدند ( 168 ق . م ) قرطاجنه از پاى درآمد و دولت سلوكى در انحطاط افتاد ( 148 - 146 ق . م ) . اوضاع بكلّى تغيير كرد و دولت روم خواست دولت آسيائى نيز گردد . در ابتداء دسايس روميها از دولت پرگام شروع گرديد و در نتيجه آتّالوس سوّم ، چنان كه بالاتر گذشت ، در وصيّت‌نامه‌اى ممالك خود را بروم واگذارد و هرقدر آريستونيكوس برادر آتّالوس صحّت اين وصيّت‌نامه را تكذيب كرد ، نتيجه نگرفت ، تا آنكه بمقام ستيزه برآمد و در اين احوال از جهت همراهى مهرداد ششم پنت با روميها ، شكست خورد و روميها فريگيّه را به مهرداد پنت در ازاى همراهى او داده باقى ممالك پرگام را جزء دولت روم دانستند ( ژوستن ، كتاب 36 ، بند 4 - كتاب 37 ، بند 1 ) . از اين زمان دولت روم در آسياى صغير داراى ابهّتى شد و با دخالتش در روابط دول آسياى صغير با