حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2262
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در باب حدود دولت پارت در اين قسمت ايران قديم ، بايد گفت ، كه عقيده يكى نيست . بعضى گويند ، كه دولت پارت تا كوههاى هندوكوشان و هيمالايا و رود سند بسط مييافت ، ديودور گويد ، كه مهرداد اوّل بهند لشكر كشيد ، ولى برخى عقيدهء ژوستن را ترجيح ميدهند و معتقدند ، كه اگر هم مهرداد هند شرقى را تصرّف كرده حكمرانى او در اينجا بواسطه دورى دير نپائيده ( گوتشميد ، تاريخ ايران الخ ، صفحه 50 ) و دولت پارت در مشرق از پاراپاميزاد بآنطرف تجاوز نميكرد . مقصود از نگارش اين سطور دولت يونانى و باخترى بود ، كه علمدار تمدّن يونانى در مشرق ايران بشمار ميرفت و بواسطه نهضت پارتيها بمشرق و سكاها بجنوب منقرض شد . در خاتمه باز بايد بگوئيم ، كه زبان يونانى در سكّههاى دولت هند و سكائى زمانى پس از انقراض دولت يونانى و باخترى معمول بود و بنابراين بايد حدس زد ، كه معرفت يونانى در رديف معرفت هندى در اينجا مدّتى دوام داشت ( گوتشميد ، تاريخ ايران الخ ، صفحهء 44 - 50 ) « 1 » . بودن سكاها در آنطرف رود سيحون مضمون لوحههاى داريوش اوّل را ، كه در 1304 در همدان و در 1312 در تختجمشيد پيدا شده « 2 » تأييد مىكند ، زيرا داريوش اوّل در لوحههاى مزبور ميگويد حدود ممالك او از سكاها ، كه آنطرف سغد سكنى دارند تا كوشا ( حبشه ) است . آنطرف سغد با شمالشرقى سمرقند يا مشرق خوقند مطابقت مىكند و اين صفحه را حالا فرغانه مينامند . در اين لوحهها ، داريوش سكاها را نمينامد ، ولى در كتيبه نقش رستم در جزء مردمانى ، كه به او باج ميدهند ، اسم دو قوم سكائى را ميبرد : سك هئومورك - سك تيگر - خود . نويسندگان يونانى ( مثلا سترابون ) اينها را ساكاروك يا ساكارولى مينامند ،
--> ( 1 ) - Alfred Gutschmid . Geschichte Irans und seiner Nachlarlander Von Alexander dem grossen bis Zum untergang der Arsaciden . Tubingin , 1888 . ( 2 ) - مضمون لوحههاى تختجمشيد كاملا مثل مضمون لوحههاى همدان است ، كه در صفحهء 1613 اين تأليف ذكر شده .