حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2255

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

گمان قوى اين است ، كه در ميان بىدىها نه فقط طوايف مغول ، بل طوايف تاتار و منچو نيز بوده‌اند . نام هر قوم از اسم رئيس يا مدير خود بود و بر عدّه بوميهاى اصلى همواره مردمانى ، كه از چين ميآمدند ميافزودند ، مثلا معلوم است ، كه در 1797 ق . م يكى از شاهزادگان ملوك الطّوايف چينى ، كه گون‌لو « 1 » نام داشت ، هجرت كرده بمغولستان آمد و در اينجا بصحراگردى پرداخت طوايف همواره با يكديگر در جنگ و ستيز بودند و گاهى هم باهم پيمان يگانگى مىبستند . عادت اينها چنين بود ، كه به طرف چين براى غارت و تاخت‌وتاز بروند . بنابراين چينىها هدايائى براى طوايف فرستاده امنيّت خود را از اين راهزنان ميخريدند . در 480 ق . م ، وقتى كه چين بهفت بخش تقسيم شد ، مغول‌ها غالبا با قسمتى برضدّ قسمت ديگر همراهى ميكردند . اين وضع باعث شد ، كه طوايف مغول بيشتر در چين تاخت‌وتاز كنند . چينىها بستوه آمده متّحد شدند و مردمان مغول را به طرف شمال راندند . بعد ، سه قرن قبل از ميلاد سه قسمت چين باهم اتّحاد كرده وحشىهاى شمالى را بيرون كردند و براى دفاع خود ديوارهائى طويل كشيدند . پس از آن ، وقتى كه چين در تحت حكمرانى يكنفر شىخوآن‌دى ، كه از خانوادهء ثين « 2 » بود ، درآمد ، او اين ديوارهاى جداگانه را به يكديگر پيوست ، چنان كه يك ديوار بزرگ تركيب يافت . اين ديوار هنوز هم وجود دارد و يكى از عجايب عالم است . مغولهائى ، كه از چين به طرف شمال رانده شده بودند ، در 214 ق . م بسه امارت نيرومند ، كه هركدام را خانى اداره ميكرد ، تقسيم شدند : 1 - در مشرق مغولستان - دون‌خو ، 2 - در مغولستان وسطى - هون‌نو ، كه از همه بزرگتر بود ( هون‌نو را اكنون هون گويند ) . 3 - در مغرب - يوئه‌چژى ، يا چنان كه غالبا گويند يوئه‌چى . چون پس از ساخته شدن ديوار چين مغولها نميتوانستند به آسانى در چين بتاخت‌وتاز بپردازند ، خان‌هون‌نو ( 209 - 174 ق . م ) خان‌دون‌خو را مطيع كرده و يوئه‌چىها

--> ( 1 ) - Gun - lu . ( 2 ) - Tzine .