حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2248
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
( 122 ) - سكّههاى اشك هشتم ( اردوان دوّم ) سر دولت جوان پارت آويخته بود . اين خطر مانند تاختوتاز سكاها نبود ، كه موقّتى باشد و دير يا زود بر طرف گردد ، خطرى بود ، كه از صفحات دور دست ميآمد ، قبل از جلوس اردوان بتخت شروع شده بود و ايران در اين زمان ميبايست با آن روبرو گردد . اين بيم خطر زرد بود كه ، از اين زمان سرحدّاث شمال شرقى ايران را تهديد كرد و با فاصلههائى زياد در دورهء اشكانيان و بعد ساسانيان امتداد يافت ، تا آنكه در اوائل قرن هفتم هجرى پافشارىهاى 14 قرن ايرانيان در مقابل فشار اين مردمان زردپوست درهم شكست و فتنهاى رويداد ، كه در تاريخ نظير ندارد . در مدّت بيش از 14 قرن مردمان گوناگون ازنژاد زرد پوست يا مغول بسرحدّات شمالشرقى ايران هجوم آوردند و جنگهاى سخت و دراز رويداد ، كه شرحش بدورههاى مختلف تاريخ ايران مربوط است و در جاى خود بيايد . عجالة بايد ديد ، كه خطر مزبور از كجا بود و در اين زمان چه كرد . نهضت مردمان شمالشرقى در مدخل و كتاب اوّل اين تأليف كرارا از نهضت مردمان شمالى به طرف قفقازيّه و ايران و آسياى صغير ، چه از طرف كوههاى قفقاز و چه از طرف بوسفور تراكيّه « 1 » ، صحبت داشتيم و در همانجا ذكر شد ، كه بيشتر اين مردمان از شاخهء هند و اروپائىنژاد سفيد پوست يا آريانى ايرانى بودهاند . فقط در باب سكاها ، كه به ماد و آسياى صغير در زمان هووخ شتر ريختند ، عقايد مختلف است و بعضى آنها را از سكاهاى پادشاهى ،
--> ( 1 ) - يعنى بوغاز اسلامبول .