حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2234
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
روحانى ملّت بودند ( نويسندگان رومى اين مجلس را سنا ناميدهاند ) . هردو مجلس ، وقتى كه بهم مىپيوست ، به مغستان موسوم ميگشت ، در آن اعضاء روحانى و غيرروحانى هردو عضويّت داشتند و اعضاء غير روحانىاش ، بطوريكه ميفهميم ، بيشتر بوده ( به نظر مؤلّف مغستان تصحيفى است ، كه نويسندگان خارجه كردهاند ، مغستان مهستان بوده و اين كلمه از مه آمده ، كه بمعنى بزرگ است ، پس مغستان بمعنى مجلس مغها نيست ، چنان كه بعضى تصوّر كردهاند ، بل بمعنى مجلس بزرگان است . بهترين دليل اين معنى آنكه اين مجلس فقط از مغها تشكيل نمىيافت ، به عكس اعضاء غيرروحانىاش بيشتر بود ) . شاه را هردو مجلس از خانواده اشكانيان انتخاب ميكردند و اين انتخاب در صورتى لازم ميآمد ، كه شاه جانشينى از اولاد خود نداشت ، تا دولت را اداره كند ، يا داشت ، ولى از جهتى لايق سلطنت نبود و الّا بعد از پدر پسر بتخت مينشست . شرح ساير ترتيبات و تشكيلات دولت پارت را بجاى خود ، كه قسمت تمدّنى است ، محوّل ميداريم . مقصود ما از مختصر مذكور فقط اين بود ، كه در طرز حكومت بين دولت پارت از يكطرف و ماد و پارس از طرف ديگر در زمانهاى تاريخى تفاوتى هست و اين تفاوت را بايد از همينجا در نظر گرفت . حكومت در دولت اوّلى محدود بود و در دولتهاى دوّمى و سوّمى وارسته و مطلق . مبحث هفتم . اشك هفتم - فرهاد دوّم اين شاه بعد از پدر بتخت نشست و نقشه پدر را در تسخير سوريّه تعقيب كرد بنابراين رفتارش با دمتريوس اسير خيلى ملايم و باملاطفت بود ، زيرا داشتن چنين كسى را ، كه پادشاه سلوكى بود ، براى موقعى كه ميخواست در امور دولت مزبور دخالت كند لازم داشت .