حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2232
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كرد و بعد از او تا مدّتى شاهان اشكانى از استعمال اين عنوان خوددارى داشتند ( گوتشميد ، تاريخ ايران الخ ، صفحهء 53 ، طبع 1888 ) . خصال مهرداد اوّل صفات اين شاه از كارهايش هويدا است : او پادشاهى بود شجاع و جنگى ، عاقل ، معتدل و موقعشناس . بهتر است بگذاريم ديودور در اين باب حرف بزند . مورّخ مذكور گويد ( قطعهاى از كتاب 33 ) « 1 » : ارشك شاه ( مقصود مهرداد اوّل است ) ، از جهت رحم و انسانيّتش مورد عنايات اقبال گرديد و دولت خود را توسعه داد . او حدود دولتش را بهند رسانيد و بر ممالكى سلطنت كرد ، كه وقتى تابع پروس بودند . باوجود اينكه باقتداراتى بزرگ رسيد ، بر خلاف غالب پادشاهان ، نه پرورده ناز و نعمت بود ، نه عشرتپرست و نه گستاخ . بقدرى ، كه در ميدان جنگ در مقابل دشمنانش شجاع بود ، همانقدر نسبت بتبعهاش ملايمت نشان ميداد . بالاخره ، پس از اينكه مردمانى زياد تابع خود گردانيد ، بهترين ترتيباتى را ، كه شايان رعايت و حفظ و حراست ميدانست ، به آنها آموخت . گوتشميد گويد ( تاريخ ايران ، صفحهء 54 ) اهميّتى ، كه به او داده ميشد ، به همان اندازه بود ، كه بمؤسس سلسله پارت داده ميشد ، در صورتى كه اهميّت او بدرجات زيادتر است ، زيرا مهرداد از يك دولت كوچكى دولتى بىاندازه مهمّ درست كرد . مهرداد مردى بود عادل ، خوشخلق ، شجاع . علاوهبراين نيز مقنّن بزرگى بود و علّت اين است ، كه او هر تشكيلات خوبى ، كه از قفقاز تا فرات ميديد عين آن را براى پارتىها ايجاد ميكرد . بعد گوتشميد از تقسيمات دولت مهرداد حرف مىزند ، كه چون جايش در اين كتاب در قسمت تمدّنى است ، بدانجا محوّل ميداريم . طرز حكومت اشكانى عبارت آخرى ديودور مىرساند ، كه مهرداد اوّل نه فقط بكشورگشائى پرداخته ، بل در داخله دولت پارت اصلاحاتى كرده . اگرچه در قسمت تمدّنى اين كتاب مشروحا از
--> ( 1 ) - Excerpt . de Virt . et vit . p . 596 - 597