حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2228

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

جنگى است ، كه براى مهرداد با سلوكىها پيش آمده . بعضى تصوّر ميكنند ، كه تسخير بابل خيلى بعد از تسخير پارس رويداده . بهرحال تاريخ تسخير بابل نبايد از 150 ق . م تجاوز كرده باشد ، زيرا در اين وقت مقام مهرداد در ايران بقدرى محكم بود ، كه ميتوانست از نو به طرف باختر متوجّه گردد . جنگ دوّم با باختر بالاتر گفته شد ( صفحهء 2223 اين تأليف ) ، كه پسر اوكراتيد ، هلىاكل « 1 » ، كه شريك پدرش در اداره كردن دولت باختر بود ، پدرش را كشت . بعضى تصوّر كرده‌اند ، كه جهت پدركشى از عدم رضايت او و يونانيها از سستى اوكراتيد نسبت به پارتيها و واگذاردن چند ايالت بدولت پارت بوده . از كلمات ژوستن ( كتاب 41 ، بند 6 ) اين ظن تأييد مىشود ، زيرا مورّخ مزبور گويد ، كه هلىاكل پدرش را علانيه كشت و چرخ‌هاى ارابه‌اش را به خون او رنگين كرده جسدش را از دفن محروم ساخت . چنين عملى ، كه شايد در تاريخ از حيث وحشيگرى و سبعيّت نظير ندارد ، ممكن نبود روى دهد ، مگر اينكه يونانيهاى باختر اوكراتيد را دشمن خود و مملكت دانسته باشند . بهرحال پس از اينكه هلىاكل بتخت نشست و كليّهء اقتدارات را بدست گرفت ، خواست ايالات از دست رفته دولت باختر را برگرداند . از طرف ديگر مهرداد ، كه بعد از صلح با اوكراتيد دوست او بشمار ميرفت ، از اين پدركشى كينهء هلىاكل را سخت در دل گرفت ، با لشكرى نيرومند به قصد او بيرون رفته به آسانى او را شكست داد و قسمتى بزرگ از مملكت باختر را صاحب شد ( ژوستن ، كتاب 41 ، بند 6 ) . ديودور گويد ، كه مهرداد به اين بهره‌مندى اكتفاء نكرده به طرف مشرق راند و بهند درآمده ، تا رود هيداسپ ( جلم كنونى ، كه در پنجاب است ) راند ( قطعه‌اى از كتاب 33 ) « 2 » ولى نظر باينكه ، سكّه‌هائى از شاهان پارت در هند نيافته‌اند و نيز از اين لحاظ ، كه دولت يونانى و باخترى تا 126 ق . م در كابل و حوالى

--> ( 1 ) - Heliocles . ( 2 ) - Excerpt , de Virt . et vit p . 596 - 597 .