حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2226
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
معطوف دارد . جهت شورش گرگان معلوم نيست . بعضى مانند راولينسن تصوّر كردهاند ، كه گرگانىها در زمان شاهان هخامنشى امتيازاتى داشتهاند و چون در زمان پارتىها فاقد اين امتيازات شده بودند ، ناراضى بودند و در اين زمان خواستهاند استقلالى بدست آرند . معلوم نيست ، كه اين امتيازات چه بوده و تا چه اندازه اين تصوّر موافق حقيقت است ، زيرا صراحتى در باب امتيازات گرگانيها و خودمختارى آنها در دورهء هخامنشى در نوشتههاى نويسندگان قديم مانند هرودوت و كزنفون و غيره ديده نميشود و نيز نميدانيم ، پارتيها چگونه با آنها رفتار ميكردند . بنابراين بحقيقت نزديكتر اين است ، كه ماديها گرگانيها را بكمك طلبيدهاند و چون ، چنان كه از كتاب 36 ژوستن بند 1 ديده مىشود ، رفتار پارتيها با مردمان تابع در اين زمان سخت بوده ، اينها هم قيام كردهاند . بهرحال آنچه ، كه از تاريخ مسلّم است ، مهرداد با شتاب خود را به گرگان رسانيده شورش را بر طرف كرد . تسخير خوزستان بعد از تسخير ماد بزرگ و فرونشاندن شورش گرگان ، مهرداد متوجّه خوزستان ، مملكت همجوار ماد گرديد . اسم اين مملكت را نويسندگان اين زمان الىماايس و نام اهالى آن را الىميان « 1 » مينويسند و معلوم است ، كه لفظ اوّلى از عيلام و دوّمى از عيلاميان است . اين همان مملكت است ، كه داريوش اوّل آن را در كتيبههاى بيستون و نقشرستم و تختجمشيد خووج مينامد و نويسندگان عهد قديم مانند ديودور و كنتكورث و آرّيان و غيره اسم آن را از نام شهر شوش ( سوز ) « 2 » سوزيان « 3 » نوشتهاند . از نوشتههاى ژوستن روشن ديده مىشود ، كه خوزستان در اين زمان پادشاهى داشته ، زيرا او گويد ، كه مهرداد با پادشاه الىميان جنگ كرده او را شكست داد و اين مملكت را بدولت خود افزود ( كتاب 41 ، بند 6 ) . اما اينكه اين پادشاه دستنشانده سلوكىها بوده يا استقلال داشته در روايت ژوستن صراحتى نيست . چيزى كه محقّق مىباشد
--> ( 1 ) - Elymeens . ( 2 ) - Suse . ( 3 ) - Susiane .