حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2196
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در اين باب چيزى نگفته و تصريح نكرده كه اين قوم بچه زبان حرف ميزدند . بنابراين نژاد آنها براى ما معلوم نيست ( به همان كتاب هرودوت و همانجا رجوع شود ) . ذكر نوشتههاى هرودوت را ، در مقابل استدلال ديگران بسكوت آوستا ، مقتضى دانستيم و الّا نوشتههاى مورّخ مذكور را هم نميتوان دليل قوميّت يا نژاد مردمى دانست ، زيرا اين مورّخ مقصودش تعيين نژاد نبوده . او ميخواسته بگويد كه حوزه بنديهاى مالى دولت هخامنشى در زمان داريوش اوّل چگونه بوده ، كدام مردمان جزء كدام حوزه بودهاند و كليّة حوزه چه ميداده است . اين نظر ربطى بمسئله نژاد ندارد . ايالات مالى ايران هخامنشى ، چنان كه هرودوت ذكر كرده ، در صورتى دليل نژاد است ، كه بدانيم نظر داريوش اوّل در تقسيم مملكتش بايالات مالى بنژاد سكنه بوده . اين هم مسئلهايست ، كه بايد ثابت شود و ظنّ قوى اين است ، كه چنين نبوده زيرا هرودوت گويد ( صفحهء 1470 اين تأليف ) « مردمان همجوار هر قومى جزء آن بودند » يعنى مردمانى را ، كه نزديك يكديگر ميزيستهاند ، جمعا جزء يك حوزه قرار دادهاند . ثانيا گويند ، كه بعض اسامى پارتى غير ايرانى است . اگر بعضى چنين است عدّه بيشترى ايرانى است مانند رداسپ - اردوان - مهرداد - تيرداد - فرىياپت - ارنسپاد - ارد - اگزدارس و غيره و غيره - و ديگر اينكه اسامى غير ايرانى از اثر همان معاشرت با مردمان غير ايرانى بوده ، كه بالاتر ذكر شد ، چنان كه اكنون هم ايرانيهائى هستند ، كه در ايرانى بودن آنها شكّى نيست ، ولى اسم غير پارسى دارند . بالاخره بايد گفت ، كه اسم دليل قوميّت نميشود ، مثلا ميگويند ارشك اسم غير ايرانى است ، و حال آنكه موافق نوشته پلوتارك اسم اردشير دوّم هخامنشى ارشك بوده ، پس از اينجا موافق عقيده اين نوع اشخاص بايد استنباط كنيم ، كه اردشير دوّم هخامنشى ( با حافظه ) ايرانى نبوده ، يعنى اردشير پسر داريوش دوّم و نوه اردشير اوّل درازدست سكائى بوده ، غرابت چنين استدلالى روشن است . اين عقيده بقدرى سست است ، كه صحبت داشتن را در اين باب واقعا زايد ميدانيم . خلاصه عقيدهاى ، كه از