حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2086
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
رابعا ضدّيت يهوديها را با پادشاهان سلوكى و منازعات و زد و خوردهاى جديدى ، كه بين آنها رويداد ، ميتوان بى ترديد يكى از علل ضعف دولت سلوكى دانست . جهة اين بود ، كه سلوكيها يونانيّت را در آسيا ترويج و تشويق ميكردند و يهوديها حاضر نبودند سنن ملّى خودشان را از دست داده تابع اين جريان گردند . ضديّت و مخالفت يهود با سلوكيها و بعد با روميها مدّتها طول كشيد ، تا در زمان تيتوس امپراطور روم ( 79 - 81 م . ) بخراب شدن بيت المقدس ، قتل و غارت اهالى ، پريشانى و پراكندگى يهود خاتمه يافت و پس از آن فلسطين ديگر كمر راست نكرد . چنين بود جهات ضعف دولت سلوكى ، كه بالاخره بانحطاط و انقراضش منتهى گشت ، ولى بايد گفت ، كه باوجود اين جهات باز دولت سلوكى ميتوانست بحيات خود ادامه داده به آن زودى زوال نيابد ، ولى دو علّت مانع آمده آن را از صفحه روزگار محو كرد . اين دو علّت را ميتوان منشأ تمام جهاتى ، كه ذكر شده دانست ، چه اگر نيك بنگريم ، تمام جهات مذكوره از اين دو علّت ناشى گرديده بود : اوّلا دولت سلوكى دولت ملّى نبود ، يعنى تكيه گاهى از خود مردمان ممالك تابعه نداشت . اين دولتى بود ، كه از ملل و مردمان مختلف گوناگون تركيب يافته بود و اين مردمان دولت سلوكى را از خودشان نميدانستند ، چنان كه دولت سلوكى هم آنها را از خود نميدانست ( پائينتر ، از اين موضوع باز صحبت خواهيم داشت ) . ثانيا پس از آنتيوخوس سوّم ديرى نگذشت ( از 145 ق . م تقريبا ) ، كه اختلاف و نقارى شديد در دودمان سلوكى افتاد . مدّعيان سلطنت زياد شده بجان يكديگر افتادند و زنان جاه طلب به اين تشتّت و ضدّيتها دامن زدند ، تا كار به جائى رسيد ، كه سوريّه را هم به دو قسمت تقسيم كردند : در سوريّه عليا يك پادشاه سلوكى ( آنتيوخوس نهم ) بتخت نشست و در سلسوريّه پادشاهى ديگر از همان خانواده ( آنتيوخوس هشتم ) . معلوم است ، كه از بودن دشمنانى قوى در خارج ، از ضعف دولت سلوكى و نفاق