حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2064

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ميتوان گفت ، كه در فنّ مملكت‌دارى مشى او بر خلاف سياست اسكندر بود . اسكندر ، چنان كه گذشت ، پس از اينكه مشرق را تسخير كرد ، فهميد ، كه مقدونيّه و يونان كوچك‌اند براى اينكه مشرق را نگاهدارند . اين بود ، كه خواست بوسيله اختلاط و امتزاج اهالى مشرق را بمغربىها نزديك كند و آنها را مساوى يكديگر بداند ، ولى سلكوس و سلوكيها رفتارشان چنين نبود . بين مردمان شرقى و مقدونيها فرق ميگذاشتند : اينها آقا بودند و شرقىها تبعه يا بنده . يكى از جهات اينكه دولت سلوكى كم‌پائيد ، همين نكته بود ، چنان كه در جاى خود مشروحا بيايد . پاى تخت او در ابتداء سلوكيّه بود ( در كنار راست دجله ) ، كه در قرون بعد با تيسفون اشكانى و ساسانى يكشهر شد ، ولى بعد سلكوس انطاكيّه را در كنار رود ارن‌تس ، در نزديكى درياى مغرب ، پاى تخت كرد . سلكوس براى اينكه در ممالك او شورشهاى پىدرپى روى ندهد و بتواند آنها را اداره كند ، مستملكاتش را به 72 بخش تقسيم و براى هر كدام يكنفر والى ( ساتراپ « 1 » ) معيّن كرد ، بنابراين ايالتهاى او كوچكتر از ايالات هخامنشى و اسكندر بودند ، ولى بايد در نظر داشت ، كه ايالات آسياى عليا ، يعنى ايران شمال شرقى و شرقى ، بيشتر به حال سابق باقى ماندند . بزرگترين ايالت دولت سلوكى را در مغرب ( سلوكيدا ) ميناميدند و آن عبارت بود ، از قسمت جنوب شرقى كيليكيّه و جنوب كمّاژن و سوريّه عليا . اين قسمت چهار شهر بزرگ داشت : انطاكيّه ، سلوكيّه پيه‌رى « 2 » ، آپام‌آ ، لااديسه ( كمّاژن بين كيليكيّه و كاپادوكيّه و بين النّهرين واقع بود . ساير صفحات مذكور را در كتاب دوّم اين تأليف كرارا شناسانده‌ايم ) . از شهرهاى ديگر دولت سلوكى و نيز از تشكيلات و ترتيبات آن عجالة ميگذريم ، زيرا در اين باب پائين‌تر صحبت خواهد بود . بالاخره راجع به سلكوس بايد گفت ، كه او اهميّت زياد بحفظ روابط

--> ( 1 ) - Satrape ( يونانى شده خشتر يوان پارسى قديم ، كه بمعنى شهربان است ) . ( 2 ) - Seleucie de Pierie ( اين سلوكيّه در سوريّه واقع و غير از سلوكيّه دجله بود ) .