حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2062
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كرد ، ولى تاجوتخت را بپسر ارشدش بطلميوس كرائونوس « 1 » ، كه از خواهر كاسّاندر بود ، نداد و پسر ديگر را ، كه از زنى ديگر زاده و موسوم به بطلميوس فيلادلف « 2 » بود ، جانشين خود كرد . بطلميوس كرائونوس فرار كرده بدربار ليزيماك رفت . در ابتداء او را خوب پذيرفتند ، ولى بعد دسائسى بر عليه آگاتوكل پسر ليزيماك كرد و پدر اتّهامات دروغى را باور داشته امر بقتل پسرش داد . زن و اطفال و دوستان آگاتوكل به سلكوس پناه بردند و بطلميوس كرائونوس هم به زودى بدربار سلكوس رفت ، زيرا روابط دوستانه بين ليزيماك و بطلميوس فيلادلف از جهت وصلتى برقرار گرديده بود . بر اثر اين وضع كدورتى بين سلكوس و ليزيماك روى داد و چون بى تقصيرى آگاتوكل ثابت شده و مردم از ليزيماك متنفّر گشته بودند ، سلكوس از اين تنفّر استفاده كرده بآسياى صغير حمله برد . بعد او فاتحانه از ليديّه و يونيّه و فريگيّه گذشت و در كرپديون « 3 » نزديكى سارد جدالى وقوع يافت ، كه ليزيماك در آن كشته شد ( 281 ق . م ) . پس از مرگ ليزيماك سلكوس يگانه شخصى بود ، كه از سرداران اسكندر باقى مانده بود . در اين زمان او بزرگترين پادشاه عصر خود بشمار ميرفت ، زيرا بر مستملكات وسيع خود مملكت ليزيماك را هم ضميمه كرد . پس از آن ، در همان سال فتح ، سلكوس ، چون خيلى پير بود خواست ، از سلطنت ممالك وسيع خود استعفاء كرده آن را بپسرش واگذارد و باقى عمر خود را در مقدونيّه سلطنت كند ، زيرا اين مملكت را ، كه خانهء خود ميدانست ، خيلى دوست ميداشت ، ولى مقدّر نبود ، كه بمقدونيّه برسد و وقتى كه ميخواست از بوغاز داردانل بگذرد ، در حالى كه بروايتى مربوط بيك محراب قديم گوش ميداد ، بدست بطلميوس كرائونوس كشته شد ( 281 ق . م ) . آپييان گويد ( كتاب سوريّه ، بند 63 ) ، كه پس از اين واقعه انتشار دادند : به سلكوس غيب گوها گفته بودند ، كه براى رفتن باروپا شتاب نكند و مخصوصا
--> ( 1 ) - Ptolemee Keraunus . ( 2 ) - Ptolemee Philadelphe . ( 3 ) - Koropedion .