حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2052
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
از آسياى صغير . 3 - دولت اسالكه يا سلوكيها در آسياى غربى و ايران . 4 - دولت بطالسه يا بطلميوسها در مصر و ليبيا و غيره . بنابراين دولت اسكندر تا چهار سال پس از فوتش معنا وجود داشت ، از 319 ق . م وجودش اسمى بيرسم بود و در 301 ق . م ، يعنى 22 سال پس از فوتش ، اين اسم هم زايل گرديد . ازدولى ، كه بوجود آمدند ، دولت سلوكى از حيث وسعت و جهاتى ، كه پائينتر ذكر خواهد شد ، از همه مهمتر بود و چون ايران تا بزرگ شدن دولت پارت از ممالك اين دولت بشمار ميرفت و سروكار ايرانيها با سلوكىها بود ، بايد براى فهم وقايع ايران و دانستن احوال آن در اين زمان با تاريخ دولت سلوكى آشنا شويم و چون تاريخ دولت مزبور با تاريخ مقدونيّه و مصر و دولى ، كه در آسياى صغير بر خرابههاى دولت اسكندر تشكيل شدند ، ارتباطى دارد ، باندازهاى ، كه براى تاريخ ايران لازم است ، يك نظر اجمالى هم بتاريخ دول مذكور بيفكنيم ، ولى بدوا بايد گفت ، كه تاريخ دولى ، كه بر خرابههاى دولت اسكندر تشكيل گرديدند ، به قدر كفايت روشن نيست . اگرچه اخيرا بواسطهء تحقيقات و كاوشها كتيبهها و آثارى بدست آمده ، كه قدرى تاريخ آنها را روشنتر ساخته ، باوجود اين ، تاريخ سلوكيها و دول آسياى صغير تاريك است و اين تاريكى هم اثراتى در تاريخ اين دوره ايران گذارده ، كه در جاى خود معلوم خواهد بود . فقط راجع بمصر ميتوان گفت ، كه اخيرا از زمانى ، كه مصرشناسى ترقى كرده ، دورهء بطالسهء تاريخ مصر هم روشنتر از سابق گرديده و ظلمت آن كمتر از تاريكى دولت سلوكى است . جهت تاريك بودن تاريخ اين دولتها از جمله از اينجا است ، كه نوشتههاى ديودور از كتاب 21 تا كتاب 40 گم شده و فقط قطعاتى مشوّش از كتب مزبور ، كه بمورّخ مذكور نسبت ميدهند ، باقى است . اگر اين كتابها از ميان نرفته بود ، يقينا تاريخ اين دوره روشنتر ميبود ، زيرا ديودور مشروحا و مرتبا وقايع سنوات را ضبط ميكرد و نوشتههاى ژوستن با ديگران اين فقدان را جبران نميكند .