حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2043

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كردند . دمتريوس ببابل رفته آن را خالى يافت و يك قلعه را گرفته در زير قلعهء ديگر معطّل شد و بعد ، چون مدّت غيبت او از سوريّه سرآمده بود ، نايبى با پاتروكل از طرف خود در بابل گذارده و ساخلوى مركب از 5000 پياده و 1000 سوار به او داده خود بسوريّه رفت ، در حالى كه قلوب اهالى از جهة غارتى ، كه سپاهيان او كرده بودند ، از او و پدرش برگشته بود . نتيجه چنين بود وقايع عمدهء اتّحادى ، كه بر ضدّ آن‌تىگون تشكيل يافت و از آن به خوبى ديده مىشود ، كه در آسيا ، باوجود بهره‌مندى بطلميوس در جنگ غزه ، بالاخره برترى با آن‌تىگون گرديد . در اروپا هم ، هر چند كاسّاندر بسيار كوشيد ، ولى باز در يونان بهره‌منديهائى ، كه به آن اميدوار بود ، نيافت . بنابراين كاسّاندر و بطلميوس و ليزمايك در 311 ق . م عهد صلحى با آن‌تىگون منعقد داشتند . شرايط اين صلح چنين بود : 1 - كاسّاندر سپهسالار قشون اروپائى خواهد بود ، تا زمانيكه اسكندر پسر ركسانه بحدّ رشد برسد . 2 - ليزيماك به سمت پادشاه تراكيّه باقى خواهد ماند . 3 - بطلميوس آقاى مصر و شهرهاى سرحدّى آن و ليبيا و اعراب مجاور است . 4 - آن‌تىگون صاحب اختيار تمامى آسيا است . 5 - يونانيها استقلال دارند . راجع به اين عهد صلح بايد گفت ، كه ديرى نگذشت ، كه هريك از متعاهدين بهانه‌اى براى نقض مواد آن يافتند ، تا بر مستملكات خودشان بيفزايند . فصل پنجم - كشتار در خانوادهء اسكندر - كارهاى سلكوس قتل ركسانه و اسكندر پسر اسكندر پس از آن كاسّاندر چون ديد ، كه اسكندر پسر اسكندر بزرگ شده و در مقدونيّه صحبت از اين است ، كه او را از محبس بيرون آورده بر تخت بنشانند ، از عاقبت اين كار ترسيد و