حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
هوية الكتاب 4
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و ارمنى و چينى و غيره در عهد قديم چيزهائى راجع بايران در كتبشان ذكر كردهاند ، ولى مقصودشان فقط اين بوده ، كه بمناسبت وقايع يا روابط وسايش ملّت خودشان با ملّت ايران كيفيّات جنگها و حوادث ديگر را ضبط كرده باشند . قسم دوّم كتب كسانى است ، كه خواستهاند در تاريخهاى عمومى خودشان قسمتى از كتاب را بايران اختصاص بدهند . بالاخره عدّهاى از نويسندگان كتابهائى راجع به شاهى يا به دوره مخصوصى از تاريخ ايران و يا از گذشتههاى شهر يا ولايتى از وطن ما نوشتهاند ( بعض كتب هرسه قسم مذكور را در مدخل اين تأليف اسم بردهايم و اسامى مابقى هم در جاى خود خواهد آمد ) . بنابر آنچه گفته شد موادّى زياد در مدّت قرونى ، كه ، اگر كشفيّات جديد و نتيجهء حفريات را هم درنظر گيريم ، مدّتش لااقل سه هزار سال مىشود ، روزگار براى تاريخ ايران تهيّه كرده است ، ولى اين موادّ بقدرى متراكم يا غالبا پراكنده و پريشان است ، كه بايد با زحمات زياد آنها را جمعآورى و از هم تجزيه و تفكيك كرد . گذشته از اين نكته صدها كتاب مهم ، كه بزبانهاى مختلف در مدّت دو هزار و پانصد سال نوشته شده ، بجز چند كتاب كه انگشت شمار است ، به زبان پارسى ترجمه نگشته . پس ، در صورتى هم كه اين كتابها و نوشتهها جمعآورى شود ، براى عدّهء بسيار محدودى مثمرثمر خواهد بود و تقريبا قاطبهء مردم نه وسائل جمعآورى اين همه كتاب را دارند و نه مىتوانند از مطالب آنها استفاده كنند . پس از آنچه گفته شد روشن است ، كه ، اگر رفع اين نقص و نوشتن تاريخ مرتّب و مسلسلى مستقلا براى ايران لازم باشد ، بايد اين موادّ متنوّع پراكنده را جمعآورى كرده با يكديگر سنجيد و پس از تحقيق و تدقيق هركدام را در تاريخ ايران بجاى خود گذارد ، با ايننظر كه يك ارتباط معنوى ، كه مبتنى بر قاعدهء عليّت باشد ، اين قسمتها را بهم ببندد ، بل با يكديگر امتزاج دهد . معلوم است ، كه اين كار مستلزم مطالعاتى زياد و صرف اوقات ممتدّى است ، چنان كه نگارنده اين نظر را در مدّت پنج سال براى سه قرن و نيم يا چهار قرن از تاريخ ايران ، يعنى تا انقراض دولت هخامنشى و ابتداى استيلاى عنصر يونانى بر مشرق قديم ، امتحان كرده ( بىاينكه معلوم باشد ، كه تا چه اندازه در اين راه موفق شده است ) و حال آنكه دورههائى