حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 51

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ميان طايفه خود طرف رجوع عامّه شد بدين معنى كه مردم منازعات و محاكمات خود را پيش او ميبردند بعد از چندى او از اين كار بعنوان اينكه به كارهاى شخصى نميتواند برسد استعفا كرد و دزدى و اغتشاش بالا گرفت مردم جمع شده او را پادشاه خود كردند و او مستحفظينى براى خود معيّن و محلّى را كه موسوم به اكباتان بود براى پايتخت خود انتخاب كرد ( در خطوط آسورى امدانا و در كتيبه‌هاى هخامنشى هنگ‌متان نوشته شده است يعنى محل اجتماع و حالا موسوم بهمدان است ) اين شهر قبل از ديوكس نيز بوده و سلاطين آسور در قرن دوازدهم ق . م . اسم آن را برده‌اند « 1 » و ليكن اين پادشاه رونقى به آن داد و شهر جديدى ساخته هفت ديوار دور آن كشيد چنان كه هرديوارى بر ديگرى مشرف و ديوار درونى آخرى بر تمام ديوارها مسلّط بود قصر پادشاه را در قلعه هفتمين ساخته بودند برجهاى اين قلعه رنگ طلائى داشت و برجهاى ساير ديوارها را بالوان مختلف رنگ آميزى نموده بودند چنين رنگ‌آميزى در بابل علامت سيّارات سبعه « 2 » و ليكن در اين‌جا فقط تقليد بود ديوكس به تقليد دربار آسور مراسمى براى پذيرائى قرار داد مثلا روبرو شدن با پادشاه جايز نبود و عرايض به شخص معيّنى داده ميشد اين شاه از 708 يا بقولى از 701 الى 655 ق . م . سلطنت و در اين مدّت مديد همّ خود را بجمع‌آورى و متّحد كردن طوايف ماد مصروف نمود از خوشبختى او سلطان آسور سينّاخريب در بابل و عيلام گرفتار بود و چون مملكت ماد باج خود را مرتبا بآسور ميپرداخت بهانه‌اى هم براى دخالت آسوريها در ماد ظاهرا وجود نداشت . فرورتيش ( 655 - 633 ق . م . ) يا فرآارتس يونانيها بعد از پدر

--> ( 1 ) - بنابراين همدان شهر سه هزار ساله است و شايد از اين حيث ميان شهرهاى معمور عالم نظير نداشته باشد ( 2 ) - سيّارات هفت‌گانه بعقيده قدما اين‌ها بودند : قمر - عطارد - زهره - شمس - مرّيخ مشتري - زحل بپارسى : ماه - تير - ناهيد - مهر - بهرام - هرمز - كيوان