حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

529

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

وزير مقتول برگزيد و قرار شد كه امور معاملات ديوانى با تاج الدّين باشد و امور مشورتى و تدبير ملك با خواجه رشيد الدّين و تاج الدّين اوامر خواجه رشيد الدّين را اطاعت كند . خواجه رشيد الدّين اين بار باصلاح خرابيها كه در عهد استيلاى خواجه سعد الدين و ياران او روى كرده بود پرداخت و بانشاء قوانين تازه مشغول شد و هر ولايتى را بحاكمى امين سپرد ، از آن جمله قزوين و ابهر و زنجان و طارم عليا و سفلى را در عهدهء حمد الله مستوفى قزوينى مورّخ و منشى معروف گذاشت و جلال الدّين پسر خود را بحكومت اصفهان و پسر ديگر خويش يعنى امير عبد اللّطيف را هم بوزارت ابو سعيد وليعهد سلطان كه در تاريخ 713 بحكومت خراسان منصوب شد فرستاد در اوّل سال 712 چند نفر از امرا و سرداران الملك النّاصر محمّد سلطان مصر با جماعتى از سواران خود به خدمت اولجايتو آمدند و اولجايتو را بلشكركشى تشويق نمودند . اولجايتو كه حتّى پيش از فتح گيلان اين خيال را در سر داشت بانجام نقشهء مزبور تصميم گرفت و با سپاهى مهيّا از موصل به طرف شطّ فرات حركت ولى چون در اول قدم از عهدهء تسخير قلعه‌هاى سرحدّى شام برنيامد بايران برگشت و ديگر به خيال حمله بشام نيفتاد . اولجايتو بعد از مراجعت از شام يعنى در تاريخ 713 پسر خود ابو سعيد را كه بسال 704 تولّد يافته و در اين تاريخ قريب نه سال داشت بحكومت خراسان نامزد نمود و امير سونج را باتابكى او و بيگلربكى خراسان و عبد اللّطيف پسر خواجه رشيد الدّين را بوزارت او گماشت و جماعت ديگرى نيز از امرا را همراه او كرد . قبل از انتصاب ابو سعيد بحكومت خراسان مغولان اولوس جغتاى چند بار بخراسان هجوم آورده و امير يساول و امير على قوشچى را مغلوب كرده بودند . ورود ابو سعيد بخراسان نيز با هجوم ديگرى از طرف ايشان مصادف گرديد و امير يساول و امير على قوشچى كه تاب مقاومت در مقابل ايشانرا نداشتند باردوى ابو سعيد پيوستند و ابو سعيد در مدّت سه سال و كسرى حكومت خود در خراسان پيوسته بدفع غائلهء ايشان