حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
527
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ترتيب داد و آن را دائما با اردو ميگرداندند و جماعتى از بزرگان علماى دينى با آن حركت ميكردند و طالبين علم را درس ميدادند . اقبال و توجّه اولجايتو بمذهب شيعه از هر طرف علماى اين مذهب را بر آن داشت كه باردو بيايند و بيشتر از پيشتر سلطان را به سمت مذهب تشيّع مايل كنند و بكوشند تا ادّلهء كلامى و شواهد ديگر ايمان او را محكم سازند و راه نفوذ ائمهء اهل سنّت را سدّ نمايند . از آن جمله علّامه جمال الدّين حسن بن مطهّر حلّى ( 648 - 726 ) و پسرش فخر المحقّقين فخر الدّين محمّد ( 682 - 771 ) كه هر دو از علماى معروف شيعهاند با جمعى ديگر از پيشوايان عالم اين مذهب به خدمت اولجايتو بسلطانيّه شتافتند و علّامهء حلّى كه از مشهورترين مصنّفين فرقهء اماميّهء اثناعشريّه و از علماى معقول و منقول و از شاگردان خواجه نصير الدّين طوسى است برسم تحفه دو كتاب در اصول عقايد شيعه تأليف كرده بپيشگاه اولجايتو آورد . اولجايتو علّامهء حلّى و پسرش را محترم داشت و ايشان مقيم اردو شدند و بر اثر اين پيشآمد قوّت مذهب شيعه روز بروز زيادتر گرديد و علماى شيعى از نقاط ديگر مخصوصا از عراق عرب و بحرين بايران آمدند و بتأليف كتب و نشر عقايد اين دين مشغول شدند . سلطان خدابنده كه طبعى سالم داشت و چندان متعصب نبود اندكى بعد از قبول مذهب تشيّع و صدور اوامر در اشاعهء آن بتشويق علماى اماميّه ديد كه مردم غالب بلاد ايران مخصوصا اهل قزوين و شيراز و اصفهان زيربار احكام او نميروند و جماعتى از امراى او نيز در حفظ مذهب اهل سنّت اصرار و تعصب دارند به همين علل از حرارت اوّلى خود در طرفدارى از تشيّع كاست و در اواخر عمر دوباره امر داد كه نام خلفا را در سكّه و خطبه داخل كنند . قتل سعد الدين ساوجى در 711 خواجه سعد الدّين محمّد ساوجى كه بمشاركت خواجه رشيد الدّين فضل اللّه در قسمت عمدهء ايّام سلطنت غازان و اولجايتو بادارهء امور و تدبير مهامّ ملكى اشتغال داشت بتدريج مقبوليّت اولى خود را در خدمت اولجايتو از دست