حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

489

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

هولاگو در دهم رمضان سال 655 از همدان ايلچيانى پيش خليفه روانه كرد و از او تقاضاى قبولى ايلى نمود و خواست كه خليفه شخصا به خدمت او بيايد و اگر اين كار ميّسر نشود فرمانده سپاه و ابن العلقمى و منشى خود را براى رساندن پيغامهاى هولاگو پيش او بفرستد . خليفه دو نفر فرستاده بهمدان روانه كرد و هولاگو را از قدرت خود ترسانده امر بمراجعت بخراسان داد و هولاگو هم از اين حركت سفيهانهء خليفه در خشم شد و چون مردم بغداد با سفراى او بزشتى رفتار كرده بودند سفراى خليفه را برگرداند و بار ديگر او را بقبول فرمان مغول نصيحت داد . خليفه پس از مراجعت سفراى خود از راه اضطرار هدايائى به خدمت هولاگو روانه داشت و در ضمن شرحى به او از سوءعاقبت كسانى كه بر بنى عباس شوريده‌اند پيغام داد و وخامت سرانجام يعقوب بن ليث صفارى و برادرش و سلطان محمّد سلجوقى و سلطان محمّد خوارزمشاه را به چشم او كشيد بتصوّر اينكه اين بيانات پوچ هولاگو را مرعوب ميسازد و از نيمهء راه برميگرداند در صورتى كه بر خلاف اين پيغامها بيشتر بر مراتب غيظ و غضب هولاگو افزود و او را بيش از پيش عازم حركت به طرف بغداد نمود . فتح بغداد در حركت به سمت بغداد هولاگو ابتدا ايلات و امراى ساكن سرحدّى كوهستانهاى عراق را به دادن مال و بخشيدن حكومت با خود همدست كرد سپس چند نفر از شاهزادگان مغول را بهمراهى سونجاق‌نويان « 1 » از راه كردستان حاليّه و كيتوبوقا و چند سردار ديگر را از راه لرستان و خوزستان به طرف بغداد مأمور كرد و خود در اوايل ذى الحجهء سال 655 از راه كرمانشاه و حلوان عازم آن صوب گرديد . هولاگو يك مرتبهء ديگر از اسدآباد همدان بمستعصم پيغام فرستاده او را بحضور طلبيد . خليفه شرف الدّين بن الجوزى را پيش او فرستاد و باز همان وعد و وعيدهاى سابق را تجديد كرد و از هولاگو خواست كه از راه بازگردد و لشكريان خود را متفرّق سازد ، آنگاه هر مبلغى كه مقرّر نمايد خليفه ساليانه بحضور او بفرستد ،

--> ( 1 ) - يا سوغنجاق‌نويان