حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
484
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
با وجود تاختوتازهاى جرماغون و بايجو در حدود عراق و چند بار زد و خورد با سپاه خليفهء بغداد مغول بتسخير دار الخلافه و يا لااقل بمطيع ساختن خليفه موفق نيامده بلكه شكست نيز يافته بودند و اين قضيه هم بر خان مغول و سران سپاهى او سخت گران ميآمد چنان كه بايجو از خليفه المستعصم باللّه پيش منگوقاآن شكايت كرد و در دفع او يارى طلبيد . بنابراين مقدّمات منگوقاآن تصميم گرفت كه لشكرى فراوان بايران روانه دارد تا از يك طرف شرّ ملاحدهء اسماعيلى را دفع كنند و از طرفى ديگر خليفهء بغداد را از ميان برداشته راه تسخير ممالك شام و مصر را بازنمايند . منگو قاآن بعد از مشورت با سران مغول برادر كوچكتر خود هولاگو را كه در اين تاريخ بيش از سى و شش سال نداشت نامزد اين مأموريّت مهمّ نمود و امر داد كه با 120000 نفر از سپاهيان زبدهء چنگيزى و جمعى از شاهزادگان و امراى بزرگ تاتار به طرف ايران حركت كند و از كنار شطّ جيحون تا اقصى بلاد مصر را تحت امر مغول بياورد . هولاگو در ربيع الاوّل سال 651 از اردوى منگو قاآن به طرف جيحون سرازير گرديد و چون خود در حركت شتاب زياد نداشت يكى از امراى عيسوى اردوى خويش كيتوبوقا را با 12000 نفر مقدمة روانهء حدود قهستان و رودبار كرد و خود در تاريخ 653 به شهر سمرقند رسيد . كيتوبوقا سال بعد بقهستان آمد و بتاختوتاز در آن حدود و خراب كردن قلاع اسماعيليّه مشغول شد و بعضى از آن حصارها را گشود سپس با 5000 سواره و 5000 پياده به طرف دامغان حركت كرد و يكى از قلاع مستحكم اسماعيليان يعنى گردكوه يا دزگنبدان را كه تا دامغان سه فرسخ فاصله داشت محصور نمود و امر داد تا در اطراف آن خندق كندند و جمعى از لشكريان تاتار را آنجا گذاشته خود بتسخير قلاع رودبار و طارم شتافت . محصورين گرد كوه بر مغول شبيخون كردند و قريب صد نفر از ايشانرا كشتند و بكمكهائى كه از جانب علاء الدّين محمّد جانشين جلال الدّين حسن پيشواى