حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
482
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دو پسر بهاء الدّين جوينى يعنى شمس الدّين محمّد و علاء الدّين عطاملك ممدوحين شاعر بزرگوار سعدى كه هر دو از كافيان رجال عهد مغول و از منشيان بزرگ زبان فارسيند بتدبير پدر در دستگاه ارغون داخل شدند و چون در سال 654 هولاگو بايران آمد و ارغون به خدمت او پيوست شمس الدّين محمّد و عطاملك نيز خدمت هولاگو را پذيرفتند . مأموريت هولاگو و دفع اسماعيليه ( 651 - 654 ) با اينكه مغول بيشتر ممالك اسلامى را در زير سمّ ستور خود پايمال كرده و مردم آن را بقبول اطاعت و ايلى وادار نموده بودند هنوز در قسمت غربى آسيا اسلام چنان كه بايد مغلوب نشده بود و مراكزى وجود داشت كه مغول تا اين تاريخ نتوانسته بودند بر آنها دست يابند . از يك طرف در تمام قهستان و رودبار الموت و درههاى جنوبى سلسلهء البرز فدائيان اسماعيلى قلاع مستحكمى داشتند كه پناهگاه جماعتى مجاهد خنجرزن بود و اين جماعت به شرحى كه در تاريخ سلاجقه و خوارزمشاهيان ديده شده از يك قرن و نيم قبل در اين حدود قوّت و قدرتى داشتند و بيواسته اسباب آزار و زحمت مخالفين خود را فراهم ميساختند . از طرفى ديگر خلافت اسمى بنى عبّاس در بغداد بجا بود و با اينكه خليفه هيچگونه اقتدار و اعتبارى نداشت باز چون بر مسلمين رئيس و امير المؤمنين شناخته ميشد صاحب نفوذ روحانى بشمار ميرفت و ممكن بود كه بوسيله اشاره و صدور حكم بعضى از امراى مطيع را باسم حفظ خلافت و دفاع اسلام بجنبش بياورد . از اين دو امر گذشته مصر و شام هنوز بدست سلاطين ايّوبى بود و مغول مجال نكرده بودند بر آن نواحى استيلا يابند و سلاطين اين دو ناحيه هم بشرحيكه سابقا