حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
464
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
جنگ جلال الدين با مغول در نزديكى اصفهان رمضان 625 پس از برگشتن جلال الدين بآذربايجان خبر رسيد كه عدّهء كثيرى از مغول بسردارى پنج نفر از سران تاتار به قصد عراق حركت كردهاند . جلال الدين از تبريز بعراق آمد و قريب 4000 نفر از لشكريان خود را بين رى و دامغان براى اطّلاع دادن احوال مهاجمين مغول گذاشته خود باصفهان رفت و آنجا را بمناسبت اجتماع طرفداران و مهيّا بودن اسباب كار جنگ مركز اردوى خويش قرار داد و در آنجا مقيم شد ، مغول هم در اين تاريخ به اطراف اصفهان رسيده بودند . وحشيان تاتار همين كه توقّف جلال الدين را در خروج از شهر ديدند آن را حمل بر ترس او كرده از ميان خود 2000 نفر را بحوالى لرستان فرستادند تا بجمع آذوقه و غنايم بپردازند و در مدّتيكه شهر را در محاصره ميگيرند از بابت سيورسات خاطرجمع باشند جلال الدين فورا سه هزار نفر از كسان خود را پشت سر اين عدّه فرستاد و ايشان مغول را در تنگناها و گذرگاههاى جبال محصور كردند و قريب 400 نفر از آن جماعت را زنده اسير نموده به شهر آوردند و جلال الدّين عدّهاى از ايشان را بقاضى و رئيس شهر داد و قاضى و رئيس آن جماعت را كشته اجسادشانرا طعمهء سگ و كركس كردند . در روز 22 رمضان 625 جلال الدّين براى جنگ با مغول صفآرائى كرد ، ميمنهء قشون را ببرادر خود سلطان غياث الدين سپرد و خود در قلب ايستاد ولى هنوز كار يكسره نشده بود كه برادرش غياث الدين و يكى از امراى سلطانى مقدارى از سپاه را برداشته فرار كردند و با اين حركت خائنانه شكست بزرگى به كار جلال الدّين وارد آوردند ، با اين حال جلال الدين دست از جنگ برنداشت و بين لشكريان او و مغول محاربهء عظيمى رخ داد و بطورى جنگ شديد شد و كار نظم سپاهيان طرفين از هم گسيخت كه تا مدتى نتيجه معلوم نبود . جناح راست لشكريان جلال الدّين دست چپ سپاه مغول را مغلوب كردند و ايشان را تا كاشان راندند ولى بر خلاف دست راست لشكر تاتار كه در كمينگاهى پنهان بودند ميسرهء جلال الدين را شكست دادند و سلطان كه در قلب بود و از احوال جناحين لشكر خود اطّلاعى نداشت چون تنها ماند و مورد حملهء